دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٦ - ١ سند حديث
عبارتها، على ٧ را به ولايت و امامتْ منصوب ساخت، ترديدى روا نداشت. اگر كسانى گرانْجانى كردند، به سبب محتوا و مفاد پيام نبود. آن گونه كسان، به لحاظ تيرهجانى در اينكه اين حركتْ «وحيانى» باشد، سخن داشتند.
به هر حال، كسان بسيارى به محضر على ٧ شتافتند و «امارت و ولايت» وى را تهنيت گفتند. بدين سان، روشن است كه در آن روزگاران، اين حقيقت، ترديدبَردار نبود. از جمله، كلام عمر بن خطّاب را بنگريد:
مباركت باد، اى پسر ابو طالب! امروز، ولىّ هر مؤمن شدى.[١]
امّا پس از پيامبر خدا، رَوند طبيعى كارها دگرگون شد. كسانى جريان را وارونه ساختند و جامه خلافت را بر قامتى ديگر كشيدند. اينان، هرگز در اين همه فضلها و فضيلتها، ترديدى روا نداشتند؛ بلكه بهانههايى ديگر تراشيدند. آنان پس از روزگارى كوشيدند كه از يك سو در «دلالت» اين حديث شريف بر امامت و ولايت، ترديد كنند و از ديگر سو، در «سند» آن.
متون بسيار و گونهگون اين حديث را در اين مجلّد، آوردهايم. اكنون مىخواهيم بر پايه آن گزارشها و ديگر آگاهىها، با نگاهى به چگونگى محتوا، سند و دلالت حديث، اندكى از حقايق نهفته را درباره اين كلام بلند، بنمايانيم.
١. سند حديث
حديث غدير، از مشهورترين و بلندآوازهترين احاديث نبوى است و بسيارى از محدّثان و عالمان، بر استوارى و بلكه بر تواتر آن، تأكيد كردهاند.[٢] ابن كثير مىگويد:
حديث «هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست»، چنان به تواتر نقل
[١] ر. ك: ج ٢ ص ٢٧٧( تبريك رهبرى).
[٢] ر. ك: نفحات الأزهار: ج ٦ ص ٣٧٧.