دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٤ - بررسى و تحليل
است كه بگوييم: جنگجو، سلاحش را فراموش كند!
و آيا به وحى الهى بر پيامبر ٦ واجب بوده است كه اين سنّت عربى را نقض نكند؟ و آيا آن، يكى از احكام شرعى در اين زمينه است و حرام است كه حاكم مسلمان، پيمانى را به دست غير خود يا كسى از غير خاندانش نقض كند؟
اين حكم، چه معنايى دارد؟ آيا حكمى اخلاقى است كه پيامبر ٦ ناچار بوده آن را رعايت كند؛ زيرا مشركان، اين نقض را نمىپذيرفتهاند، جز آن كه از خود پيامبر ٦ يا كسى از خاندانش بشنوند، و حال آنكه آن زمان، مسلمانان سيطره داشتند و زمام امور به دست پيامبر ٦ بود و ابلاغ هم ابلاغ است، به وسيله هر كس كه باشد؟!
يا اينكه مؤمنانى كه مخاطب گفته «عاهَدْتُمْ»[١] و گفته «وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ»[٢] و گفته «فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ»[٣] بودند، اين نقض را به رسميت نمىشناختند، جز آن كه از پيامبر ٦ يا كسى از خاندانش بشنوند، حتّى اگر آيههاى نقض را از ابو بكر شنيده باشند؟! ...
علّامه طباطبايى در ادامه نقدِ سخن رشيد رضا كه ابو بكر را امير الحاج و على ٧ را مُبلّغ آيههاى برائت و دستيار ابو بكر دانسته است، مىگويد:
بحث بيشتر در مسئله امارت حج، تأثيرى در فهم معناى گفته «لا يؤدّى عنك إلّا أنت أو رجل منك» ندارد؛ زيرا امير الحاج بودن، خواه براى ابو بكر يا على ٧ باشد و دلالت بر فضيلتى داشته يا نداشته باشد، از شئون و حقوق ولايت مطلقه اسلامى است كه به حاكم، حقّ دخالت در امور دنيايى جامعه اسلامى و اجراى احكام و شرايع دينى را مىدهد؛ امّا چنين اختيارى را در معارف الهى و امور وحيانىِ نازل شده از آسمان درباره دين، به او نمىدهد.
[١] پيمان بستيد( توبه، آيه ١).
[٢] اعلامى است از سوى خداوند و پيامبر او به مردم( توبه، آيه ٣).
[٣] پس مشركان را بكُشيد( توبه، آيه ٥).