دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٧ - ١/ ٨ سيما
٥٠. المناقب، ابن شهر آشوب به نقل از مغيره: على ٧ به هيئت شير بود. آنچه از آن ستبر است، از آنِ على ٧ هم ستبر بود، و آنچه باريك است، باريك.
٥١. الكامل فى التاريخ: على ٧، بالاتر از ميانهبالا بود. ماهيچههاى ساعدش ستبر و سرِ آنها باريك، و ماهيچههاى ساق پايش نيز ستبر و سرِ آنها باريك بود. از خوشسيماترين مردم بود و موهاى سپيدش را رنگ نمىكرد و پُرتبسّم بود.
٥٢. مقاتل الطالبيّين: گندمگون، ميانه بالا و به كوتاهى نزديكتر بود. فربه شكم، انگشتانش باريك، ساعدهايش ستبر و ساقهايش باريك بود. چشمانش اندكى خمار، ريشش زياد، موى جلوى سرش ريخته و پيشانىاش بلند بود.
٥٣. فضائل الصحابة به نقل از ابو اسحاق: پدرم گفت: پسرم! مىخواهى امير مؤمنان على را به تو نشان دهم؟
گفتم: آرى.
پس مرا بر سر دستانش بلند كرد و من، مردى را ديدم كه موى سر و صورتش سفيد بود و موى جلوى سرش ريخته بود. فربه شكم و چهارشانه بود.
٥٤. مقاتل الطالبيّين به نقل از داوود بن عبد الجبّار از ابو اسحاق: پدرم مرا روز جمعه به درون مسجد برد و بلندم كرد. پس على ٧ را ديدم كه بر منبر سخنرانى مىكند. سالخورده بود. موهاى جلوى سرش ريخته بود. بلند پيشانى و چهارشانه بود. ريشش سينهاش را پوشانده بود و چشمانش اندكى خمار بود.
به پدرم گفتم: پدر! اين كيست؟