دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٥ - ٣/ ٢ همسران على پس از فاطمه دختر پيامبر خدا
٧. ليلى، دختر مسعود،
٨. محيّاه، دختر امرء القيس.[١]
و افزون بر اينها، هفده كنيز هم داشت كه برخى براى وى، فرزند آوردند.
همسران امام ٧ در هنگام شهادتش: امامه، امّ البنين، اسماء بنت عميس و ليلى بنت مسعود بودند.
٩٣. امام باقر ٧: على ٧، هفده كنيز داشت.
٩٤. المناقب، ابن شهر آشوب: [امام على ٧] هنگام وفات، چهار زن داشت: امامه كه مادرش زينب دختر پيامبر ٦ بود، اسماء بنت عميس، ليلى تميمى و امّ البنين كِلابى.
اينك، شرح حال سه تن از مشهورترينِ اين همسران را به اختصار، باز مىگوييم:
[١] عبد الجبّار بن منظور از عوف بن خارجه چنين نقل مىكند:« من هنگام خلافت عمر در نزد او بودم كه[ پير] مردى درويش از ميان مردم به سمت عمر عبور مىكرد تا به جلوى او رسيد. پس به تحيّت خلافت، تحيّتش گفت. عمر پرسيد: تو كيستى؟ گفت: مردى نصرانىام. من امرء القيس پسر عدىّ كلبىام. عمر، وى را نشناخت. پس مردى به عمر گفت: اين كسى است كه در جاهليت، قبيله بكر بن وائل را غارت كرده است. عمر گفت: چه مىخواهى؟ گفت: مىخواهم مسلمان شوم. عمر، اسلام را بر او عرضه كرد و او هم پذيرفت. سپس برايش نيزهاى خواست و پرچمى بر آن به نشانه فرمان روايىاش بر مسلمانان قوم قضاعه آويخت. پيرمرد بازگشت و پرچم، بالاى سرش در اهتزاز بود. تا آن زمان نديده بودم مردى نماز نخوانده، بر گروهى از مسلمانان، امير شود. على ٧ و پسرانش برخاستند و رفتند تا به او رسيدند. پس[ على ٧] به او گفت: من على بن ابى طالب، پسر عموى پيامبر خدايم و اين دو، پسران من از دختر پيامبر خدايند و ما دوست داريم داماد تو شويم. امرء القيس گفت: اى على! محيّاه دختر امرء القيس را به ازدواج تو درآوردم؛ و اى حسن! سلمى دختر امرء القيس را به ازدواج تو درآوردم؛ و اى حسين! رباب دختر امرء القيس را به ازدواج تو درآوردم».( الإصابة: ج ١ ص ٣٥٥ الرقم ٤٨٧)