دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٣ - ١٢/ ٤ مأموريت براى اعلان برائت از مشركان
پس صبحْ هنگام به جايگاه قبيله حاتم هجوم بردند و بت فُلُس را نابو د كردند و با دستانى پُر از اسير و شتر و گوسفند بازگشتند كه در ميان اسيران، خواهر عدى بن حاتم نيز بود و عدى خود به شام گريخت.
١٢/ ٤ مأموريت براى اعلان برائت از مشركان
آيههاى برائت و اعلام انزجار از شرك و بت پرستى و لزوم پيراستن سرزمين وحى از جلوههاى شرك، يكى از شكوهمندترين فصول تاريخ اسلام است. در هنگامه برگزارى حجّ سال نهم هجرى، آيات برائت نازل مىشود و ابو بكر مأمور مىشود كه آن آيات را به ضميمه قطعنامهاى چهار مادّهاى در اجتماع عظيم حج گزاران، بر مردم بخواند.
ابو بكر، راهى مكّه شد؛ امّا اندكى نرفته بود كه پيك الهى فرا رسيد و چنين ابلاغ كرد:
[پيام را] از جانب تو، جز خودت يا مردى از [خاندان] تو نمىرسانَد.
پيامبر خدا، على ٧ را فرا خواند و جريان را باز گفت و مَركب ويژه خود را در اختيارش نهاد و دستور داد كه به سرعت، مدينه را ترك كند و آيات [سوره برائت] را از ابو بكر بگيرد و روز دهم ذى حجّه، در اجتماع عظيم مردم، بر آنان بخواند.
چنين شد و يكى ديگر از عظمتهاى على ٧ رقم خورد و همبَرى و همسانى على ٧ با پيامبر خدا در پيشديد عصرها و نسلها نهاده شد.[١]
٢٤٤. امام على ٧: چون ده آيه از [سوره] برائت بر پيامبر ٦ نازل شد، پيامبر ٦، ابو بكر را فرا خواند و او را با آن آيهها فرستاد تا آنها را بر مردم مكّه بخواند. سپس پيامبر ٦ مرا فرا خواند و فرمود: «به دنبال ابو بكر برو و هر كجا به او رسيدى، نوشته را از او بگير و آن را به سوى مردم مكّه ببر و بر ايشان بخوان».
در جحفه به او رسيدم و نوشته را از او گرفتم و ابو بكر به سوى پيامبر ٦ بازگشت و گفت: اى پيامبر خدا! آيا در حقّ من چيزى نازل شده است؟
[١] ر. ك: الغدير: ج ٦ ص ٣٥٠٣٣٨؛ مؤلّف، طريقهاى گوناگون اين حديث را جمع آورى كرده و آن را« متواتر معنوى» دانسته است.