دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٣ - الف خلأ رهبرى
فرض نخست: سكوت در قبال آينده
چرا پيامبر ٦ طرحى براى آينده نيفكنده و آينده امّت را مسكوت گذاشته است؟ چنين موضعى ممكن است از چگونه انديشهاى سرچشمه گرفته باشد؟
اين بىاعتنايى و مسكوت گذاشتن را مىتوان بر دو پيشفرض، بنا نهاد. اكنون بايد بنگريم كه آيا اين دو پيشفرض، معقولاند:
پيشفرض اوّل: احساس امنيّت و نفى هر گونه خطر
اين سخن، بدين معناست كه پيامبر ٦ مىدانسته كه هيچگونه خطرى امّت را تهديد نمىكند و هيچ جريان درهم شكنندهاى آينده مردم را متزلزل نمىسازد و امّتى كه به زودى، «رسالت اسلامى» را به ارث خواهد برد، در ايجاد طرحى براى اداره جامعه، موفّق خواهند بود.
آيا اين تصوّر، درست است؟ واقعيّت جامعه آن روز، به خوبى روشنگر آن است كه چنين تصوّرى، نا استوار است و خطرهاى جدّى و بنيادبراندازى، جامعه اسلامى آن روز را تهديد مىكرده است. اين خطرها عبارتاند از:
الف خلأ رهبرى
پيامبر ٦ جامعهاى بنياد نهاده بود كه زمان زيادى از شكلگيرى ابعاد فرهنگى،