دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٢ - واژه«مولا» در ادبيات عرب
ولى و مولا در كلام عرب، يك معنا دارند.[١]
راغب اصفهانى، مفسّر و اديب و قرآنپژوه بزرگ قرن چهارم نيز نوشته است:
ولايت، سرپرستى امر است. ولى و مولا، هر دو در اين معنا استعمال مىشوند و هر يك، هم به معناى فاعلى (مُوالى) و هم به معناى مفعولى (مُوالى) به كار مىروند.[٢]
ابو الحسن على بن احمد واحدى نيشابورى، مفسّر و اديب بزرگ قرن پنجم، در تفسير آيه ٦٢ از سوره انعام: «ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ؛ سپس به سوى خدا، مولاى حقيقىشان، باز گردانده مىشوند» مىنويسد:
يعنى كسى كه سرپرستى امورشان را به عهده دارد.[٣]
اين گونه عالمان كه بر اين حقيقتْ تأكيد كردهاند، بسيارند. از اديب و مفسّر بزرگ معتزلى، جار اللّه زمخشرى ياد مىكنيم و مىگذريم. وى در تفسير آيه ٢٨٦ از سوره بقره: «أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا. تو مولاى مايى. پس ما راى يارى كن!» مىنويسد:
سرور مايى و ما بندگان توييم؛ يا ياور مايى؛ و يا سرپرست امور مايى.[٤]
ابن اثير نيز در اثر بزرگ و ارجمند خود، النهاية، كه به شرح واژههاى دشوارياب احاديث نبوى پرداخته، در تفسير واژه «مولا» نوشته است:
واژه «مولا» در حديث، فراوان آمده است و آن، اسمى است كه بر معانى فراوان اطلاق مىشود ... و هر كس كه سرپرستى امرى را به عهده گيرد يا بدان قيام كند، مولا و ولىّ آن مىشود ... و از اين معناست حديث: «هر زنى كه بدون اجازه مولايش ازدواج كند، ازدواجش باطل است» و در نقل ديگر [از اين
[١] معانى القرآن: ج ٢ ص ١٦١، الشافى: ج ٢ ص ٢٧١.
[٢] مفردات ألفاظ القرآن: ماده« ولى».
[٣] الوسيط فى تفسير القرآن المجيد: ج ٢ ص ٢٨١.
[٤] الكشّاف: ج ١ ص ١٧٣.