دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٧ - پيشفرض دوم بىاعتنايى نسبت به آينده
آيا درباره پيامبر ٦، آن پيامآورِ سختكوشِ آرامناپذيرى كه خداوند، او را به آرامش دعوت كرده: «مَآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْءَانَ لِتَشْقَى؛[١] ما قرآن را بر تو نازل نكرديم تا به رنج افتى» و درباره تلاش بىامانش براى هدايت مردم، چنين فرموده: «عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ؛[٢] رنج شما بر او گران است و [او] شيفته [هدايت] شماست و به مؤمنان، رئوف و مهربان»، بزرگوارى كه تدبير كار امّت را در آخرين روزهاى زندگى نيز فراموش نكرد و با تن تبآلود، به «تجهيز سپاه اسامه» فرمان داد، مىتوان چنين پندارى داشت؟!
آيا قصّه آكنده از غصّه خواستن «مركّب و قلم» براى نگاشتن امر نجات دهنده هماره امّت از گمراهى در لحظههاى آخرينِ زندگى، كافى نيست تا اين پندار را يكسره تباه بدانيم و مسكوت نهادن آينده امّت را جسارتى بر پيامبر خدا، آن ساحت پاك پيراسته از اين همه؟!
در پرتو اين همه، نمىتوان فرض «سكوت» را به هيچ وجه درست دانست.
[١] طه، آيه ١ و ٢.
[٢] توبه، آيه ١٢٨.