انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢١٨ - مجلس ٩٤ عقل، محبوب ترين آفريده خداوند متعال
گاهي اوقات عقل را با مسأله شيطنت و منکرات اشتباه ميگيريم. بعضي مواقع از کساني زرنگي هايي ميبينيم که فکر ميکنيم فلاني خيلي عاقل است، اين طرز تفکّر اشتباه است. اگر تصوّر ما اين است که هر حرکتي که انجام ميدهيم بايد آن حرکت براي ما نفع دنيائي داشته باشد و يا بواسطه حرکتمان ضرري را از خودمان دور ميکنيم و اين زرنگي را به حساب عقل بگذاريم و بگوييم عاقلانه است، اين برداشت صحيح نيست و از ديدگاه اهل بيت علیهماالسلام در مورد رسالت عقل اين معنا بدست نمي آيد بلکه آنها عقل را در مسيري ميبينند که در آن رضاي خدا باشد اگر چه به ضرر انسان باشد. هر کاري که رضاي خدا در آن باشد، آن عقل است چه براي انسان سود داشته باشد و چه ضرر.
چرا حضرت صلی الله علیه و آله و سلم محوريّت عقل را روي اين پايه برده است؟ دو نکته دارد که اساس عقل را روي دو پايه گذاشته اند. حضرت صلی الله علیه و آله و سلم ميفرمايد: "يَا عَلِيُّ، الْعَقْلُ مَا اكْتُسِبَ بِهِ الْجَنَّةُ وَ طُلِبَ بِهِ رِضَا الرَّحْمَنِ" به وسيله عقل بهشت کسب ميشود و از راه آن رضايت و خشنودي خدا بدست آورده ميشود. حالا آيا کسب رضايت خدا تفسير "مَا اكْتُسِبَ بِهِ الْجَنَّةُ" است يعني عقلي که بهشت را بدست ميآورد رضاي رحمان را هم بدست ميآورد؟
اصل اوّليه در حروف اين است که آقايان ميگويند: "التأسيس لا التأکيد" يعني هر حرفي جداگانه معناي خودش را برساند نه اينکه معنايشان يکي باشد که آن را تأکيد بگيريم. بعضي ميگويند در اينجا همان تأکيد است و معناي "مَا اكْتُسِبَ بِهِ الْجَنَّةُ" همان "طُلِبَ بِهِ رِضَا الرَّحْمَنِ" است؛ ولي عدّه اي ميگويند: اينها دو عنوان هستند. يک جهت، عقل کسب جنّت است و جهت ديگر، طلب رضاي رحمان است.