انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٥٩ - مجلس ٦٨ نهى از مجالست با كسى كه انتفاعى نمى رساند
حالم دگرگون شد. نه خواب بودم و نه بيدار. ديدم يک فرد نوراني الهي جلوي چشمم مجسّم شد و ديدم اين آقا به سمت راست تشريف برد. برايم سؤال پيش آمد که اين آقا کيست. به من الهام شد اين آقا مولي اميرالمؤمنين علیهالسلام است و پشت سر ايشان وجود مبارک حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم قرار دارد. يک مرتبه حضرت علیهالسلام مرا صدا زد: محمّد بن باقر. عرض کردم: بله آقا. فرمود: من حرزي را ميخوانم و تو حفظ کن. حضرت علیهالسلام شروع کردند کلمه به کلمه خواندن و من ميخواندم. وقتي تمام شد دوباره آقا برگشت و کلمه به کلمه خواند. حضرت علیهالسلام چندين بار اين حرز را خواند تا من آن را حفظ کردم. بعد فرمود: حالا که حفظ کردي اين حرز را هميشه بخوان. همين که آن را حفظ کردم حالم عوض شد و ديگر آن صحنه را نديدم و چقدر متأسف شدم که چرا بيشتر در محضر آقا نبودم.
حرز اميرالمؤمنين علیهالسلام به مرحوم ميرداماد رحمه الله اين بود: "مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ اِمَامِي وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهَا فَوْقَ رَأْسِي وَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَصِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَيْهِ عَنْ يَمِينِي وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ عَلِيٌّ وَ مُحَمَّدٌ وَ جَعْفَرٌ وَ مُوسَى وَ عَلِيٌّ وَ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُجَّةُ الْمُنْتَظَرُ أَئِمَّتِي صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَيْهِمْ عَنْ شِمَالِي وَ أَبُوذَرٍّ وَ سَلْمَانُ وَ الْمِقْدَادُ وَ حُذَيْفَةُ وَ عَمَّارٌ وَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ رَضِيَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُمْ مِنْ وَرَائِي وَ الْملائِكَةُ حَوْلِي وَ اللَّهُ رَبِّي تَعَالَى شَأْنُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ مُحِيطٌ بِي وَ حَافِظِي وَ حَفِيظِي ﴿وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ * بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ * فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ﴾١ ﴿فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ﴾٢"٣
١ . سوره مبارکه بروج، ٢٠ الي ٢٢
٢ . سوره مبارکه يوسف، آيه ٦٤
٣ . بحار الأنوار، ج٩١، ص٣٧١