انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٦ - مجلس ٦٣ على(ع) و شيعيان او دليل نزول رحمت هاى الهى
"وَ لَوْ لَا أَنْتَ وَ شِيعَتُكَ مَا قَامَ لِلَّهِ دِينٌ" علي جان، اگر تو و شيعيان تو نباشند براي خدا ديني برقرار نمي ماند. اگر دين محافظت شود در حقيقت، توسط تو و شيعيانت حفظ شده است. ديني که اميرالمؤمنين علیهالسلام حفظ ميکند با دين ديگران خيلي فرق ميکند. اسلام آنها نيرو و قدرت به انسان نمي دهد. آن اسلامي که به انسان نيرو و ارزش و قدرت مقابله با دشمن ميدهد همان اسلامي است که مولا اميرالمؤمنين علیهالسلام دارد، امام حسين علیهالسلام دارد. امام حسين علیهالسلام دين پدر بزرگوارش را حفظ کرد و حاضر نشد دست مبارکش را براي بيعت و از بين بردن دين حقيقي دراز کند. فرمود: من دست بيعت بدهم ابداً، بچّه ها و خانواده و اموال و جانم همه و همه فداي دين. شخص دين دار اينگونه است. انسانِ با دين حاضر نمي شود دينش را به اندک چيزي از دست بدهد.
خدا مرحوم آيت الله عبدالکريم جزايري را رحمت کند. ايشان از علماي نجف بود. در زماني که انگليسي ها وارد عراق شده بودند و جنگ بود، مرحوم شيخ عبد الکريم درس خارج ميداد و شاگردان زيادي داشت. يکي از شيوخ عرب خيلي به ايشان اظهار علاقه ميکرد و آقا را دوست داشت. آقا هم نسبت به او محبّت ميکرد. گاه گاهي خانه اش ميرفت و او نيز خدمت ايشان ميآمد. علاوه بر اينکه ابراز علاقه ميکرد هر وقت محضر شيخ عبد الکريم رحمه الله شرف ياب ميشد پول زيادي تقديم ميکرد و ميگفت: آقا، اين پول را بگيريد و از آن، به شاگردانتان بدهيد. هر دفعه که به خدمت آقا ميآمد پولي محبّت ميکرد. آقا هم متقابلا خيلي اظهار محبّت ميکرد.
وقتي که جريان انگليسي ها پيش آمد و بعد از مدّتي بنا شد که اشغالگرها بروند و عراق را خالي کنند، انگليسي ها تلاش کردند که براي ماندنشان توافق نامه اي بگيرند تا بتوانند از نفت عراق و ديگر امکانات اين کشور استفاده