انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٢٢ - مجلس ٩٤ عقل، محبوب ترين آفريده خداوند متعال
ميکنند که هر زمان شخصي از اين بزرگوار مطلبي ميپرسيد ايشان آن مطلب را اوّل در جلسه بين شاگردها مطرح ميکرد و ميفرمود: آقايان عزيز، شما در اين مسأله چه نظري داريد؟ بعد از اينکه همه جواب هايشان را ميدادند، بعد خودشان جواب ميدادند.
مرحوم شيخ مرتضي حائري رحمه الله استاد بنده بود و محضرشان ميرفتم. ايشان از پدر بزرگوارشان مرحوم آيت الله شيخ عبدالکريم حائري يزدي رحمه الله مؤسس حوزه علميّه قم نقل ميکرد: حاج شيخ عبدالکريم به بنده ميگفت: مرتضي، اين درسي که طلبه ها الان ميخوانند آيا واقعاً درس است؟ بنده در سامرا به درس ميرزاي شيرازي رحمه الله ميرفتم. از ساعت نه صبح که درس شروع ميشد ساعت يازده و نيم تمام ميشد.
مرحوم آيت الله شيخ مرتضي ميگويد: از پدرم پرسيدم: چقدر جلسات درس طولاني بود؟ حاج شيخ عبد الکريم فرمود: درس ميرزا شيرازي رحمه الله مثل حالا نبود. ايشان مسأله را براي شاگردها مطرح ميکرد، شاگردها هم در مورد آن بحث ميکردند. وقتي همه نظرات شاگردها را ميشنيد و بحث و بررسي ميکرد، بعد ميفرمود: حالا گوش کنيد تا نظرات خودم را بيان کنم؛ بعد خود ايشان هم نظر ميدادند. به ايشان عرض کردند: چرا شما در فتوا دادن نظر شاگردها را ميپرسيد؟ فرمود: من از اين کارم دو نتيجه ميگيرم، يکي اينکه زماني که من مسأله را مطرح ميکنم ممکن است بعضي مطالب به ذهن مبارک بعضي از آقايان برسد که براي خود من هم مورد استفاده باشد و باعث يادگيري يک مطلب جديد شود، دوّم اينکه از طريق اين کار ظرفيّت علمي افراد را ارزيابي ميکنم و اگر زماني در مسأله اي دچار مشکل شدم ميدانم که به چه کسي واگذار کنم.