اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٠٢ - «باب شصت و پنجم» در بيان نهى از كلام و جدال و مراء
از برايش آمرزيده نميشود بدرستى كه در زمان گذشته گروهى بودند كه ترك نمودند دانستن آنچه را كه بآن موكل و مكلف بودند و دانستن چيزى را طلب كردند كه آن را كفايت شده بودند تا آنكه سخن ايشان بخداى عز و جل منتهى شد پس متحير و سرگردان شدند چه مردى بود كه از پيش رويش خوانده ميشد و او از پشت سر جواب ميداد و از پشت سرش خوانده مىشد و او از پيش رويش جواب ميداد.
پدرم (ره) گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را احمد بن محمد بن عيسى از عبد اللَّه بن مغيره ار ابو اليسع از سليمان بن خالد از حضرت صادق ٧ كه فرمود بدرستى كه در ميان كسانى كه پيش از شما بودهاند گروهى بودند كه علم آنچه را كه بر دانستن آن گماشته شده بودند ترك نمودند و علم آنچه را كه بر دانستن آن گماشته نشده بودند طلب كردند پس از جاى خود نرفتند، تا آنكه سؤال كردند از آنچه در زير آسمانست و باين جهت دلهاى ايشان سرگشته شد پس چنان بود كه يكى از ايشان از پيش رويش خوانده مىشود و او از پشت سرش جواب ميداد و از پشت سرش خوانده ميشد و او از پيش رويش جواب ميداد و بهمين اسناد ابو اليسع از ابو الجارود از حضرت باقر ٧ مرويست كه فرمود انديشه كردن در خدا را واگذاريد زيرا كه انديشه كردن در خدا چيزى را نيفزايد غير از سرگشتگى بجهت آنكه خداى تبارك و تعالى چنانست كه ديدهها او را نيابد و خبرها باو نرسد. و بهمين اسناد از ابو اليسع از سليمان بن خالد مرويست كه گفت حضرت صادق ٧ فرمود كه بپرهيزيد از انديشه كردن در خدا زيرا كه انديشه كردن در خدا چيزى را نيفزايد غير از سرگشتگى بدرستى كه خداى عز و جل چنانست كه نه ديدهها او را دريابد و نه بمقدار و اندازه وصف شود.
پدرم (ره) گفت كه حديث كرد ما را عبد اللَّه بن جعفر حميرى از احمد بن محمد بن عيسى كه گفت حديث كرد ما را محمد بن خالد از على بن يغما و صفوان بن يحيى از فضيل بن عثمان از حضرت صادق ٧ كه گفت گروهى از آنها كه در باب ربوبيت و پروردگارى سخن ميگويند بر آن حضرت داخل شدند حضرت فرمود كه از خدا بترسيد و از عذابش