زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٥٣ - (وفات حضرت رضا
كسى نزد من نيامده، مأمون در اين وقت به خشم آمد و غلامان خود را فرياد زد، و گفت: اكنون مقدارى آب انار بياوريد كه بسيار مطلوب است.
عبد اللَّه بن بشير گويد: در اين هنگام مرا طلبيد و گفت: دو دانه انار بياور من فورا انارها را در نزد وى حاضر كردم، گفت: با دست خود آب آنها را بگير، پس از اين آب انار را با دست خود بحضرت رضا ٧ خورانيد، و پس از دو روز علي بن موسى درگذشت، و همين آب انار هم موجب مرگ وى گرديد.
محمد بن جهم گويد: حضرت رضا ٧ از انگور بسيار خوشش مىآمد، مقدارى انگور براى آن جناب فراهم كردند، و در ته دانههاى آن سوزن فرو كردند و اين سوزنها چند روز در آن دانه ماند، پس از آن سوزنها را بيرون كردند و انگورها را خدمت آن جناب آوردند. حضرت چند دانه از آن انگورها ميل فرمودند و در اثر خوردن همين انگور از دنيا رفتند، راوى ذكر ميكند كه سمهاى لطيفى را در آن دانهها تعبيه كرده بودند.
ابو الصلت هروى گويد: يكى از روزها خدمت حضرت رضا ٧ ايستاده بودم ناگهان بمن فرمودند: اكنون داخل قبه هارون الرشيد شويد و از چهار گوشه آن برايم مقدارى خاك بياوريد، ابو الصلت گويد: من رفتم و مقدارى خاك براى وى آوردم پس از اينكه حضرت خاك را از من گرفتند او را بوئيدند و سپس بدور انداختند و فرمودند:
در همين زودى قبرم را در اين محل حفر خواهند كرد، هنگامى كه بخواهند براى من قبر حفر كنند سنگ بزرگى نمايان خواهد شد كه تمام كلنگ زنهاى اهل خراسان از كندن آن عاجز خواهند شد.
پس از آن فرمود: اگر بخواهيد در بالاى سر هارون و يا پهلوى آن هم براى من قبر حفر كنند باز هم چنين سنگى ظاهر خواهد شد، سپس فرمود: در اين محل برايم قبرى حفر خواهند كرد، به آنان بگو برايم زمين را به اندازه هفت پله حفر كنند و بعد در پائين ضريحى از برايم بشكافند، و اگر چنانچه امتناع كردند و خواستند برايم لحد بسازند دستور بده زمين را به اندازه دو ذرع يك وجب گود كنند، خداوند آن