زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٥٤ - (وفات حضرت رضا
زمين را براى من وسعت خواهد داد.
هنگامى كه براى من قبر را حفر كردند، مقدارى رطوبت در نزد سرم مشاهده خواهى كرد، اكنون كلماتى را به تو تعليم ميكنم در آن هنگام قرائت كن، هر گاه كلمات را بر زبان جارى كردى آب خواهد جوشيد، به اندازه كه لحد پر از آب خواهد شد، ناگهان در ميان آبها ماهيهاى كوچكى نمايان ميگردد و اين نانها را كه اكنون بتو ميدهم در ميان آب بريز ماهيان فورا نانها را خواهند خورد.
در اين هنگام ماهى بزرگى ظاهر خواهد شد كه همه ماهيان كوچك را بلع ميكند و پس از آن پنهان ميگردد، هر گاه ماهى پنهان گرديد دستت را روى آب بگذار و بار ديگر كلامى را كه بتو تعليم كردم بخوان در اين هنگام آب خشك خواهد شد، متوجه باش كه بايد تمام اين اعمال را در جلو مأمون انجام بدهى.
حضرت رضا ٧ بعد از اين فرمود: من فردا در نزد اين فاجر خواهم بود، اگر هنگام بيرون شدن چيزى بر سرم نبود با من سخن بگو جواب ترا خواهم داد، و اگر ديدى عبا بسر دارم با من حرف نزن، روز بعد لباسهاى خود را پوشيد و در محراب نماز نشست، در اين وقت غلام مأمون از راه رسيد و گفت: امير المؤمنين مأمون با شما كار دارد فورا حركت كنيد.
حضرت نعلين خود را پوشيدند و از منزل بيرون شدند و من هم به اتفاق او حركت كردم تا آنگاه كه بر مأمون داخل شديم، مأمون را در حالى كه يك طبق انگور در جلو خود داشت مشاهده كرديم، مأمون يك خوشه از آن انگورها را در دست گرفته و چند دانه را هم خورده بود، هنگامى كه چشمش به حضرت رضا افتاد از جاى خود حركت كرد و از پيشانى او بوسيد و با وى معانقه كرد و در پهلوى خود نشانيد، و همان خوشه را كه در دست داشت بطرف حضرت رضا آورد و گفت: يا ابن رسول اللَّه من انگورى بهتر از اين نديدهام حضرت رضا ٧ فرمود: در بهشت از اين انگورها بهتر هم هست، مأمون گفت: از اين انگور ميل كنيد، حضرت فرمود: مرا معفو بداريد، گفت: مثل اينكه بر ما بد گمان شدهاى حتما بايد بخورى، حضرت خوشه را از وى گرفت و چند دانه از