زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٤٦ - (حضرت رضا
فتواى ندهم و امر و نهى هم نكنم، مأمون گفت: مانعى ندارد.
مورّخين نوشتهاند هنگامى كه مأمون عقد ولايت عهدى را براى حضرت رضا ٧ بست، فضل بن سهل را با برادرش حسن احضار كرد و علت اين تصميم خود را با آنان در ميان گذاشت و گفت: من با خود عهد كردم كه: اگر بر برادرم ظفر يافتم خلافت را به افضل آل ابى طالب واگذار كنم، و من اكنون احدى را افضل از اين مرد نميدانم، هنگامى كه فضل و حسن از نيت وى مطلع شدند از مخالفت او دست برداشتند.
مأمون اين دو برادر را نزد حضرت رضا فرستاد و آن حضرت را براى قبولى خلافت دعوت كرد، و ليكن حضرت رضا از پذيرفتن خلافت امتناع كرد، و ليكن در اثر اصرار مأمون و پافشارى اين دو برادر ولايت عهدى را پذيرفت، لذا مأمون فوق العاده خوشوقت شد، روز پنجشنبه براى اين جهت جلوس كرد و به فضل بن سهل گفت: اكنون مردم را از اين جريان مطلع كنيد.
مأمون امر كرد تا بمردم اعلان كنند كه وى علي بن موسى الرضا عليهما السّلام را براى ولايت عهدى انتخاب كرده است، و امر كرد تا مردم از لباس سياه دست بردارند و لباس سبز بپوشند، و روز پنجشنبه ديگر براى بيعت حاضر شوند و حقوق يك ساله خود را هم بگيرند، هنگامى كه روز موعود فرا رسيد طبقات مختلف مردم از لشكرى و كشورى در دربار مأمون حاضر شدند و همگان لباس سبز در بر كرده بودند.
مأمون در جاى مخصوص خود نشسته و براى حضرت رضا ٧ هم دو متكا گذاشته بودند و در كنار مأمون در حالى كه عمامهاى بر سر و شمشيرى در كمر داشتند جلوس كرده بودند، در اين هنگام مأمون فرزندش عباس را امر كرد تا با آن جناب بولايت عهدى بيعت بكند و او اولين فردى بود كه بيعت كرد، در اين هنگام حضرت رضا ٧ كف دستش را به پشت دست ديگرش ميكشيد و بصورتهاى مردم فرود مىآورد، مأمون گفت:
دستت را براى بيعت بطرف مردم دراز كن.
حضرت رضا ٧ فرمود: پيغمبر اين چنين از مردم بيعت ميگرفت، مردم با وى بيعت كردند در حالى كه دست مبارك آن حضرت بالاى دست آنها بود، در اين هنگام