زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٤٤ - (مناقب حضرت رضا
كه در منزل براى آن جناب خدمت ميكردند، يكى از شبها حضرت متوجه شدند كه آنان بزبان رومى ميگويند: ما در شهر خودمان سالى يك بار خون ميگرفتيم، و اكنون در اين جا كسى نيست از ما خون بگيرد.
روز ديگر حضرت رضا ٧ طبيبى آوردند و گفتند: اينها را فصد كنيد، و هر كدام را بطرز مخصوصى دستور فصد دادند، و بعد فرمودند: اى ياسر شما نبايد فصد كنيد، من بدون اينكه متوجه امر امام باشم فصد كردم و پس از چند روز بازويم ورم كرد و قرمز شد، حضرت فرمود: چه شده است؟ عرض كردم: فصد نمودهام، فرمود: من شما را از فصد نهى كردم، اكنون نزديك بيائيد، پس از اين دست مبارك خود را به بازويم كشيد و از آب دهانش بر آن ماليد و فرمود: شب غذا نخوريد، من گاهى غفلت ميكردم و شب غذا ميخوردم و اذيت ميشدم.
١١- ابو الصلت هروى گويد: حضرت رضا ٧ با مردم بهر زبانى تكلم ميكرد، به خداوند سوگند از هر كسى بزبانش آشناتر و فصيحتر بود، يكى از روزها خدمتش عرض كردم: يا ابن رسول اللَّه من در تعجب هستم كه شما چگونه همه زبانها را ميدانى، فرمود: اى ابا صلت من حجت خداوند در ميان مردم هستم و خداوند در صورتى با مردم اتمام حجت كرده است كه حجت وى همه زبانها را بداند، آيا نشنيدهاى كه امير المؤمنين ٧ فرمود: به ما فصل الخطاب دادهاند و فصل الخطاب هم شناختن لغات مختلف است.
١٢- حسن بن على بن فضال گويد: مردى از اهل خراسان به حضرت رضا ٧ عرض كرد: من حضرت رسول ٦ را در خواب ديدم كه بمن فرمود: شما چكار خواهيد كرد در آن هنگام كه وديعه من در زمين شما دفن گردد، حضرت فرمود: مدفون در زمين شما من هستم، وديعه و پاره تن پيغمبر من ميباشم.
اكنون آگاه باشيد هر كس مرا زيارت كند و حق مرا بشناسد من و پدرانم در قيامت از وى شفاعت خواهيم كرد، و هر كس كه ما شفيع وى باشيم رهائى خواهد يافت، و لو باندازه جن و انس گناه آورده باشد، پدرم از جدم و او از پدرش روايت كرده كه پيغمبر فرمود: هر كس مرا در خواب ببيند مثل اينكه مرا ديده است، زيرا كه شيطان