زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٩٧ - (مناقب حضرت صادق
حضرت صادق ٧ فرمود: من اينك نزديكترين دليل را براى فهم همگان است ذكر ميكنم، حضرت تخم مرغى را طلبيدند و در كف دستشان گذاشتند و فرمودند:
اين مانند دژى است كه اطراف آن بهم چسبيده، و در درونش هم پوست سفيدى است كه پيرامون وى را گرفته، و مانند نقره روان و طلاى مايع است، آيا در اين مسأله شكى دارى؟ گفت: شكى ندارم، امام ٧ فرمود: پس از اين تخم شكافته مىشود و صورتهائى مانند طاوس از درون آن بيرون ميگردد، آيا غير از اين كه ديدى چيز ديگرى داخل وى كردند؟ گفت: نه فرمود: اين خود دليل بر حدوث عالم است.
ابو شاكر گفت: ما را راهنمائى كردى و موضوع را توضيح دادى و مسأله را روشن نمودى و مختصر كردى، ميدانى مطلبى را كه ما با چشم نبينيم و با گوش نشنويم و با دهان نچشيم و با بينى بو نكنيم، و با لامسه لمس نكنيم قبول نخواهيم كرد حضرت صادق ٧ فرمود: حواس خمس جز با دليل نميتواند مطلبى را استنباط كنند، همان طور كه ظلمت را جز نور چيز ديگرى از هم قطع نميكند، مقصود اين است كه حواس غائبات را نميتوانند درك كنند مگر به عقل- و مثل حضرت صادق براى او حدوث عقلى بود كه او را به علم به محسوس ميرساند.
٣- روايت شده كه از حضرت صادق پرسيدند عدل و توحيد چيست؟ فرمود:
توحيد آن است كه بر خداوند تجويز نكنى آن چه را كه براى خودت جايز ميدانى، عدل هم آن است كه به خداوند نسبت ندهى آن چه را كه مورد ملامت قرار گيرى، و اين همان قول علي ٧ است كه فرمود: توحيد آن است كه او را بوهم نياورى، و عدل هم آن است كه خداوند را نسبت ندهى به مطلبى كه مرتكب آن مورد تهمت است.
٤- به حضرت صادق عرض كردند: تو داناترى يا پدرت؟ فرمود: پدرم از من داناتر بود و ليكن علم پدرم اكنون نزد من است.
٥- داود رقى گويد: به امام صادق ٧ عرض كردم: من چطور از خدا بخواهم كه امام را از من راضى كند، فرمود: بگو: اى خداوند من و امام من، اى آفريننده