زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٦٥ - (فرزندان حضرت سجاد
٩- روايت شده حضرت سجاد يكى از غلامان خود را فرياد زد، وى جواب نداد، بار ديگر صدا زد باز هم جواب نداد، فرمود: اى پسر من فرياد مرا شنيدى گفت آرى، فرمود: پس چرا جواب مرا ندادى؟ عرض كرد: از شما مطمئن بودم كه مرا آزار نميرسانيد، فرمود: حمد ميكنم خداوندى را كه غلام مرا از من در امن قرار داده.
١٠- يكى از كنيزان حضرت زين العابدين ٧ به دست مباركش آب ميريخت ناگهان ابريق از دست كنيز افتاد و دست آن حضرت را بدرد آورد، امام سر خود را بالا آورد، كنيز گفت: خداوند ميفرمايد: وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ امام فرمود: من خشم خود را فرو بردم، گفت: وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ فرمود: از تو درگذشتم، عرض كرد وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ فرمود: برو در راه خدا آزاد هستى.
١١- محمد بن اسحاق بن يسار گويد: در مدينه خانوادههائى بودند كه ما يحتاج زندگى آنان ميرسيد و آنان نميدانستند روزى آنان از كجا مىرسد، هنگامى كه على ابن الحسين وفات كردند اين غذاها قطع شد.
اخبار و روايات در اين باره زياد است و بهمين اندازه براى اثبات فضائل و مناقب حضرت على بن الحسين عليهما السّلام كافى است.
(فرزندان حضرت سجاد ٧)
حضرت باقر ٧ كه مادرش ام عبد اللَّه دختر امام حسن مجتبى ٧ بود.
زيد و عمر كه مادر اين هر دو ام ولد بودند.
عبد اللَّه، حسن، و حسين كه مادر اينها هم ام ولد بودند.
حسين اصغر و عبد الرحمن و سليمان اينها هم مادرشان ام ولد بودند.
على كه كوچكترين فرزندان آن جناب بود، و خديجه كه مادر اينها نيز امّ ولد بودند.
محمد اصغر هم مادرش ام ولد بود.
فاطمه و عليه و ام كلثوم كه معلوم نيست مادر اينها آزاد بودهاند يا كنيز.