زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٦٦ - (فرزندان حضرت سجاد
زيد بن على پس از حضرت باقر از همه برادرانش افضل بود، وى بسيار با ورع و با وجود و شجاع بودند، وى شمشير در دست گرفت و براى خونخواهى سيد الشهداء ٧ قيام كرد، و مردم را بسوى پسنديدهاى از آل محمد صلى اللَّه عليهم اجمعين دعوت ميكرد مردم خيال ميكردند وى مسلمين را بطرف خود دعوت ميكند و حال اينكه او ميدانست برادرش باقر براى اين مقام شايسته است و او براى طلب خلافت براى خود قيام نكرد و هم چنين ميدانست كه برادرش حضرت باقر فرزندش جعفر بن محمد عليهما السّلام را به جاى خود گذاشته است.
بطورى كه در روايات آمده است علت خروج زيد بن على بن الحسين اين بود كه وى بر هشام بن عبد الملك وارد شد، و هشام قبلا مردم را به مجلس خود دعوت كرده بود كه تا آنها جاها را اشغال كنند و براى زيد جايى باقى نماند و او نتواند خود را به هشام نزديك كند زيد هنگامى كه وارد بر هشام شد گفت: بالاترين بنده آن است كه انسان را بتقوى و پرهيزكارى دعوت كند و من اينك شما را به خداوند دعوت ميكنم و شما را از عذاب وى ميترسانم، هشام گفت: تو خود را براى خلافت مهيا ميسازى تو را بخلافت چكار است اى فرزند كنيز.
زيد گفت: من احدى را بزرگتر از مقام پيغمبر نميشناسم، خداوند پيغمبر خود، اسماعيل را به نبوت برگزيد و حال اينكه او فرزندى كنيزى بود، آيا نبوت در نزد خدا بزرگتر است يا خلافت؟ علاوه شما راجع به كسى كه پيغمبر پدر وى ميباشد و نسب به على بن ابى طالب ميرساند چه خواهى گفت، هشام از جاى خود برخاست و يكى از نگهبانان خود را طلبيد و گفت: اين نبايد امشب در اين جا بخوابد زيد با حالت ناراحتى از نزد هشام بيرون شد و ميگفت: هيچ ملتى از حرارت شمشير نترسيد مگر اين كه ذليل شد.
ابن قتيبه در كتاب عيون الأخبار گويد: هشام بزيد بن على بن الحسين گفت:
برادرت بقره در چه حال است، زيد گفت: پيغمبر وى را باقر العلم نامگذارى كرده و تو او را بقره ميخوانى، و در اين باره با پيغمبر اختلاف پيدا كردهاى.