زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٦٢ - (٣)(معجزات و خوارق عادات امير المؤمنين
هنگامى كه نزديك آب آمدند عصاى خود را بر آب زدند و فرمودند: اكنون باذن پروردگار فرونشين، در اين هنگام آب فرو نشست تا اندازهاى كه ماهيان نمودار شدند.
گروه ماهيان كه در زير آب بودند به آن جناب بعنوان «امير المؤمنين» سلام كردند مگر دو دسته از آنها كه از دادن سلام خوددارى كردند، و آن «جرى» و «مار ماهى» است، مردم از اين قضيه بسيار تعجب كردند، و از سخن گفتن بعضى و سكوت بعضى از ماهيان از آن جناب پرسش كردند.
علي ٧ در پاسخ آنان فرمود: خداوند ماهيان پاك را براى من به سخن آورد و ماهيان نجس و حرام را اجازه سخن گفتن نفرمود، اين روايت بطور مستفيض نقل شده و مانند سخن گفتن گرگ و سنگريزه با حضرت رسول مسلم ميباشد.
٥- از ابن عباس روايت شده كه وى گفت: هنگامى كه حضرت رسول ٦ بطرف بنى مصطلق رفتند در نزديك محلى بنام «وعر» فرود آمدند، در اواخر شب جبرئيل خدمت آن جناب رسيد و از كيد و شر گروهى از جنيان كه در اطراف بيابان در كمين آن حضرت هستند اطلاع دادند.
پيغمبر علي ٧ را طلبيدند و فرمودند: بطرف اين وادى حركت كنيد؛ و در سر راه خود به گروهى از پريان خواهى رسيد و آنها قصد دارند شما را اذيت كنند، تو نيز با آنان مقابله كن، و با نيروئى كه خداوند بشما داده است آنها را دفع كن و از آن منطقه دور نما، و به علم و دانشى كه پروردگار بتو عنايت كرده و به اسماء جلاله خداوند كه مخصوص تو گردانيده پناهنده باش.
حضرت رسول ٦ صد نفر از ميان لشكريانش برگزيد و با امير المؤمنين فرستاد، و آنان را امر كرد در همه امور از على بن ابى طالب فرمان برند و از طاعت وى سرنپيچند، علي ٧ به اتفاق يارانش بطرف مأموريت حركت كرد، و چون به كنار وادى رسيدند به اصحاب خود دستور داد توقف كنند و تا از آن حضرت دستور صادر نشده كارى انجام ندهند.
پس از اين علي ٧ جلو آمد و در كنار وادى توقف كرد، و از دشمنان پروردگار