زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٥٢ - (٣)(معجزات و خوارق عادات امير المؤمنين
ميثم عرض كرد: خداوند و رسولش راست گفتهاند، و شما هم بدرستى سخن گفتى، امير المؤمنين فرمود: اكنون بهمان نامى كه پيغمبر تو را نامگذارى كرده است برگرد، ميثم امر علي ٧ را اطاعت كرد و نام اول خود را انتخاب نموده و مكنى به ابو سالم شد.
يكى از روزها امير المؤمنين به ميثم فرمود: پس از من تو را ميگيرند و بر شاخ درخت مصلوبت ميكنند، و چون سه روز از اين قضيه بگذرد از دماغ و دهانت خون جارى خواهد شد و ريشت را رنگين خواهد ساخت و تو را بالاى چوبى كه در خانه عمرو بن حريث است مصلوب خواهند نمود، و تو دهمين نفرى هستى كه به اين مصيبت گرفتار ميشوند، و در كوتاهترين چوب مصلوب ميشوى و از همه آنان بمزبله نزديكتر ميباشى.
امير المؤمنين ٧ اين درخت را نيز به ميثم نشان دادند، و او هر روز نزديك آن درخت مىآمد و در زير آن نماز ميخواند، و آن درخت را مخاطب قرار ميداد و ميگفت: چقدر درخت پربركتي هستى مرا براى تو آفريدند، و تو را نيز براى من تربيت كردند، وى همواره نزد درخت مىآمد تا آنگاه كه آن را بريدند.
ميثم گاهى كه با عمرو بن حريث ملاقات ميكرد ميگفت: من در اين نزديكىها با شما همسايه خواهم شد و لازم است كه حق همسايگى را اداء كنى، عمرو بن حريث از اين قضيه اطلاعى نداشت، ميثم در سالى كه بشهادت رسيد بزيارت خانه خدا رفت روزى درب منزل ام سلمه حاضر شد و خواست با وى ملاقات كند ام سلمه گفت: شما كه هستى؟ گفت: من ميثم هستم.
ام سلمه گفت: بپروردگار سوگند من گاهي ميشنيدم كه حضرت رسول ٦ در باره شما بعلى بن ابى طالب وصيتهائى ميكرد، ميثم از ام سلمه پرسيد حسين بن على اكنون در كجا است؟ ام سلمه گفت وى اينك در ميان يكى از محوطههاى خود ميباشد ميثم گفت بحسين بن على خبر دهيد من دوست دارم خدمتش سلام عرضه كنم و ما در آينده نزديكى در پيشگاه پروردگار با هم ملاقات خواهيم كرد.