زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٣٩ - (٢)(دلائل امامت امير المؤمنين
حضرت رسول ٦ به ام سلمه فرمود: اينك بشنويد و گواهى دهيد كه اين امير مؤمنان و سيد اوصياء است، و هم چنين پيغمبر در اوائل بعثت در منزل خود غذائى آماده ساختند و گروهى از بني هاشم را دعوت كردند، هنگامى كه همگان پيرامون يك ديگر جمع شدند و پس از اينكه غذا صرف شد حضرت آنان را مخاطب ساخته و فرمود:
اى فرزندان عبد المطلب خداوند مرا براى ارشاد مردم مبعوث كرده، و به من امر نموده كه مخصوصا شما را به اسلام و قرآن دعوت كنم، و در اين باره فرموده:
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ اكنون من شما را به دو كلمه دعوت ميكنم كه در زبان بسيار سبك و در ميزان خيلى سنگين ميباشند.
اگر شما فرزندان عبد المطلب اين دو كلمه را بر زبان جارى سازيد و به آن معتقد شويد، بر عرب و عجم سلطنت و فرمانروائى خواهيد كرد، و همه ملتها در نزد شما خاضع و سرافكنده خواهند شد، و در نتيجه گفتن اين دو كلمه از آتش رهائى پيدا ميكنيد و به بهشت داخل ميشويد.
اكنون اين دو كلمه را كه: «أشهد أن لا اله الّا اللَّه، و أنّ محمدا رسول اللَّه» است بگوئيد، و هر كس از شما در اين امر از من پشتيبانى كند و پاسخ مرا بگويد، وى برادر و جانشين و وارث من بعد از وفاتم خواهد بود، تمام مجلسيان سكوت كردند و چيزى نگفتند.
در اين هنگام امير المؤمنين ٧ از جاى خود برخاستند و عرض كردند: يا رسول اللَّه من در اين امر از شما پشتيبانى خواهم كرد، پيغمبر فرمود: اكنون بنشين شما وصى و خليفه و وارث من خواهى بود.
پس از اين جريان فرزندان عبد المطلب از منزل بيرون شدند، و به ابو طالب گفتند:
اگر در دين برادرزادهات داخل شوى خود را حقير و ذليل ميكنى، زيرا وى فرزندت را بر تو امير قرار داد.
اين حديث را ابو سعيد خرگوشى، و مفسر نيشابورى كه امام اهل حديث است در تفسير خود آورده است، و اين گونه نصوص را فقط شيعه اماميه روايت ميكنند