زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٦١ - ٤١ - غزوه فتح
ورقاء و جبير بن مطعم اسلام آوردند، و در اين هنگام ابو سفيان با شتاب و عجله خود را به مكه رسانيد.
در اين هنگام كه مسلمين بنزديك مكه رسيده بودند گرد و غبار زيادى از زمين برخاسته بود، و مشركين قريش از جريان قضيه بىاطلاع بودند، ابو سفيان كه خود را با شتاب و عجله بمكه رسانيده بود، از وى پرسيدند اين گرد و طوفان چيست؟
و از پشت سر چه خبر دارى؟
ابو سفيان گفت: اينك محمد با گروه زيادى ميرسد، پس از اين فرياد زد يا آل غالب! در خانههاى خود قرار گيريد، و به منزل من پناه بريد هر كس در منزل خود قرار گيرد و يا به خانه من پناه آورد وى در امن و امان است، هند زن ابو سفيان گفت: اين پيرمرد خبيث را كه جلو دار اين قوم شده است بكشيد، و مردم را كه به آنجا پناه آورده بودند بيرون ميكرد.
ابو سفيان بزن خود گفت: واى بر تو من سلاطين گذشته را ديدم و فرزندان بزرگان از سلاطين ايران را مشاهده كردم، شاهان كنده و جوان مردان حمير را ملاقات نمودم اينان در نزد دشمنان خود سرانجام تسليم ميشدند، اكنون ساكت باش زيرا كه حق رسيده و بلا نزديك شده است.
حضرت رسول ٦ قبل از اين كه به مكه تشريف فرما شوند، به مسلمين امر كردند در مكه بكسى صدمه و آزار نرسانند مگر كسانى كه با آنها در معرض مبارزه در آيند، جز چند نفر كه قبلا پيغمبر را اذيت كرده بودند و در مجامع و محافل او را هجو و ناسزا گفته بودند، كه از آن جمله مقيس بن صبابة، و عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح، و عبد اللَّه بن خطل، و دو نفر كنيز آوازه خوان كه اشعارى را در اجتماعات قريش در باره پيغمبر ميخواندند.
پيغمبر امر كرده بود اين چند نفر را هر جا مشاهده كردند بكشند و لو خود را به پرده كعبه آويزان كرده باشند، مسلمين در تعقيب اين چند نفر برآمدند، ابن خطل را در حالى كه خود را به استار كعبه آويخته بود بدست عمار بن ياسر كشته