زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٥٩ - ٤١ - غزوه فتح
از نزد پيغمبر خارج شدند.
هنگام صبح ابو سفيان صداى اذان بلال را شنيد، گفت: يا ابا الفضل اين فرياد و ندا چيست؟ عباس گفت: اين بلال مؤذن پيغمبر است مسلمانان را براى اداى نماز دعوت ميكند، اينك برخيزيد و وضوء بگيريد و خود را براى نماز آماده كنيد، گفت: من از وضوء و نماز اطلاعى ندارم، عباس وى را از طرز نماز و وضوء مطلع ساخت.
در اين هنگام ابو سفيان مشاهده كرد حضرت رسول ٦ وضوء ميگيرد، و اصحاب پيرامون وى اجتماع كرده و آب وضويش را كه از صورت مباركش ميريزد براى تبرك ميگيرند، و نميگذارند قطرهاى از آن بر زمين بريزد، ابو سفيان به عباس گفت: آيا كسرى و قيصر چنين مقامى دارند؟!.
پس از اداى نماز عباس به اتفاق ابو سفيان خدمت حضرت رسول رسيدند، ابو سفيان گفت: يا رسول اللَّه! مرا اجازه دهيد تا قريش را به خدا و رسول دعوت كنم پيغمبر هم خواسته او را اجابت فرمود، ابو سفيان به عباس گفت: من به مشركين قريش چه بگويم، اكنون شما مرا در اين مورد راهنمائى كنيد.
عباس بن عبد المطلب گفت: به قريش بگوئيد: هر كس به خدا و رسولش ايمان آورد و در خانه خود بنشيند و سلاح خود را بر زمين بگذارد، وى در امن و آسايش خواهد بود، عباس عرض كرد: يا رسول اللَّه! ابو سفيان از اهل فخر و مباهات است اگر ممكن باشد امتيازى براى وى در نظر بگيريد، حضرت رسول فرمود: هر كس از قريش و اهل مكه به خانه ابو سفيان برود جان و مالش محفوظ است، ابو سفيان عرض كرد: خانه من! فرمود: آرى خانه شما، هر كس از اهل مكه و مشركين اسلحه خود را زمين نهاد و در خانهاش را بست وى در كمال آسايش و راحتى خواهد بود.
هنگامى كه ابو سفيان رفت عباس عرض كرد: يا رسول اللَّه! ابو سفيان مردى حيلهگر و نيرنگ باز است، وى در ميان مسلمين اختلاف و تفرقه را مشاهده كرد و ممكن است وى دست بخرابكارى بزند، پيغمبر فرمود: او را درياب و در شكاف