ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٧٧ - معرفى اسلام با ذكر لوازم و ملزوماتش
از عهده بنده،) سپس نتيجهاى كه از اين دو بدست مىآيد و فرزندى كه متولد مىشود اقرار نام دارد و اقرار بهمان معنى لغويش در اينجا مناسبتر است و آن ثابت كردن و پابرجا نمودن است، يعنى انجام وظائف دينى سبب مىشود كه حقيقت اسلام در دل انسان مستقر و جايگزين گردد و باز اين اقرار سبب مىشود كه انسان بحقيقت اسلام و درستى آن تصديق كند يعنى اسلام را درست و مطابق واقع بداند و باز تصديق موجب يقين ميگردد يعنى باور انسان بدرستى اين دين، بحد اعلا و صد در صد ميرسد و مولود يقين تسليم است، و تسليم بمعنى گردن نهادن و مطيع و منقاد شدن در برابر اوامر و نواهى الهى و چون و چرا نكردن است. اين است حقيقت معنى اسلام.
و از اين بيان پيداست كه مراد باسلام در اين روايت شريف معنى اخص آنست كه همان ايمان باشد، زيرا اسلام و ايمان مانند لفظ فقير و مسكين است كه اذا اجتمعا افترقا و اذا افترقا اجتمعا و نيز از ذيل روايت پيداست كه مقصود اصلى و هدف كلى از اين روايت تشويق مؤمنين و مسلمين است بعمل و اينكه اسلام حقيقتى بدون عمل صورت نپذيرد و اعمال نيك و فرخنده اسلامست كه معرف واقعى اسلام و مسلمين ميباشد، چنان كه اعمال پليد و ناشايست كفار و منافقين معرف كفر و نفاق آنها است.
٢-
امام صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: اسلام برهنه است و لباسش حيا و زينتش وقار و سنگينى است و مردانگيش عمل صالح و ستون و پايهاش پرهيزكارى است، و هر چيزى را اساس و پايهاى است و پايه اسلام محبت ما اهل بيت است.
٣-
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: همانا خدا اسلام را آفريد، پس براى او ميدانى ساخت و نورى قرار داد و حصارى نهاد و ياورى نيز برايش مقرر كرد. اما ميدان اسلام قرآن است و اما نورش حكمت و حصارش نيكى و ياورانش من و اهل بيت و شيعيانم ميباشيم، پس اهل بيتم و شيعيان و يارانشان را