ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٢٠ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
روز قيامت با اعراب جاهليت مبعوث كند.
٤-
امام صادق عليه السّلام فرمود: هر كه تعصب كند خدا دستمال و سربندى از آتش بسر او بندد.
٥-
على بن الحسين عليهما السلام فرمود: هيچ حميتى ببهشت نرود، مگر حميت حمزة بن عبد المطلب زمانى كه براى حمايت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله خشم كرد و مسلمان شد، در داستان شكمبهاى كه بر سر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله انداختند.
شرح
- داستان شكمبه در روايت ١٢١٣ ج ٢ ص ٣٤٠ ذكر شد. و اما داستان اسلام آوردن جناب حمزه را مختلف نوشتهاند، آنچه از اين حديث شريف پيداست همان داستان شكمبه انداختن ابو جهل روى سر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بوده است كه در ابتدا تعصب حمزه را برانگيخت و با وجود آنكه مسلمان نبود بحمايت برادرزاده خود (حضرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله) برخاست، ولى چنان كه مورّخين ذكر نمودهاند حمزه در آنجا به ابو جهل گفت: اكنون كه تو برادرزادهام را دشنام ميدهى من هم دين و عقيده او را دارم، اگر ميتوانى مرا برگردان، ولى چون بخانه برگشت مردد شد و گفت: خدايا! اگر دين او درست است، قلب مرا آشنا كن و گر نه مرا از اين گرفتارى (حمايت بيجا) نجات ده، و شب را با كمال ناراحتى بسر برد و چون صبح شد، نزد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله رفت و گفت: پسر برادر! براى من پيش آمدى كرده كه راه چاره آن را نميدانم، آيا دين تو هدايت است و صواب يا گمراهى و خطا، پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله باو متوجه شد و او را موعظه كرد و بشارت داد و انذار فرمود: تا خدا ايمان را از بركت فرمايشات آن حضرت در دل او افكند، حمزه گفت: شهادت دهم كه تو صادقى، دينت را اظهار كن كه من ياور تو هستم.
٦-
امام صادق عليه السلام فرمود: ملائكه ميپنداشتند شيطان از آنها است ولى در علم خدا از آنها نبود.
تا بسبب حميت و تعصب باطن خود را اظهار كرد و گفت: مرا از آتش (روشن) آفريدهئى و او را از خاك (تيره) خلق كردهئى.