ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٣٥ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
جز با كسى كه اميد خير خواهى داشت مشورت نميكرد، دلتنگ نميشد و ناراضى نبود و شكايت نميكرد و پرخواهش نبود و انتقام نميجست و از مكر دشمن هم غافل نبود، بر شما باد كه همه اين اخلاق شريفه را بدست آوريد، اگر ميتوانيد، و اگر نميتوانيد بدست آوردن اندك از رها كردن بسيار بهتر است (پس هر قدر ميتوانيد بدست آوريد) نيرو و توانى جز بوسيله خدا نيست.
توضيح
- اين روايت با اندكى اختلاف در نهج البلاغه هم ذكر شده است، و شارحين راجع به برادرى كه حضرت براى خود در گذشته معرفى ميكند، و اين صفات حميده را برايش توضيح ميدهد، اختلاف دارند، بعضى احتمال دادهاند مقصود پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله است و برخى گفتهاند: ابو ذر غفارى و دستهئى احتمال دادهاند مقداد است، و جماعتى گفتهاند: اين كلام بر سبيل مثل گفته شده و برادر مخصوصى مقصود نيست، چنان كه رسم شعرا و ارباب ادبست.
٢٧-
مهزم اسدى گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: شيعه ما كسى است كه صدايش از گوشش تجاوز نكند (فرياد نكشد) و دشمنيش از بدنش (تنها تن خود را برنج اندازد نه ديگران را) و ما را آشكارا نستايد (تا كينه مخالفين را برانگيزد) و با عيبگوى ما همنشينى نكند و با دشمن ما ستيزه نكند، اگر مؤمنى را بيند احترام كند و اگر بجاهلى برخورد از او دورى كند.
عرضكردم: پس تكليف من با اين شيعه نماها چيست؟ فرمود: در ميان آنها جدا شدن (خوب از بد) و تبديل (خوب و بد) و امتحان واقع شود، قحطى برايشان پيش آيد كه نابود شوند و بيمارى وبائى كه آنها را بكشد و اختلافى كه متفرقشان سازد، شيعه ما كسى است كه چون سگ عوعو نكند و مانند كلاغ طمع نورزد و اگر هم از گرسنگى بميرد، از دشمن ما چيزى نخواهد.