ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٦٥ - وظيفه ايمانى هر يك از اعضاء بدن
عرضكردم: ايمان هم تمام و زياد و كم مىشود؟ فرمود: آرى.
عرضكردم: چگونه؟ فرمود: خداى تبارك و تعالى ايمان را بر اعضاء بنى آدم واجب ساخته و قسمت نموده و پخش كرده است و هيچ عضوى نيست، جز اينكه وظيفه ايمانيش غير از وظيفه عضو ديگر است، يكى از اعضاء قلب انسانست كه با آن تعقل و درك و فهم ميكند و آن امير بدن اوست كه اعضاء ديگرش جز با رأى و فرمان او در كارى ورود و خروج نميكنند. و يكى دو دست اوست كه آنها را دراز ميكند و دو پاى او كه با آنها راه ميرود و فرجش كه شهوت جنسى از ناحيه اوست و زبانش كه قرآن [نامه اعمالش] بآن گوياست و بر آن گواهى دهد (اختلال اين عبارت براى اينست كه دو سطر از روايت در اينجا افتاده است، بحديث اول باب رجوع شود) و دو چشمش كه با آنها ميبيند و دو گوشش كه با آنها ميشنود.
بر دل واجب شده غير از آنچه بر زبان واجب گشته و بر زبان واجب آمده غير از آنچه بر چشمها واجب گرديده و بر چشمها واجب گشته غير از آنچه بر گوش واجب شده و بر گوش واجب گرديده غير از آنچه بر دستها واجب آمده و بر دستها واجب گشته غير از آنچه بر پاها واجب شده و بر پاها واجب گرديده غير از آنچه بر فرج واجب آمده و بر فرج واجب آمده غير از آنچه بر چهره واجب گشته است.
اما- آنچه از ايمان بر دل واجب آمده اقرار و معرفت و تصديق و ثبات و رضايت به اينست كه جز خداى يگانه، بىشريك، فرد، بىنياز كه همسر و فرزندى نگرفته، شايسته پرستشى نيست و اينكه محمد صلى اللَّه عليه و آله بنده و رسول او است.