ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٢ - باب ديگريست از همين باب
توضيح
- چون پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله نخستين كس بود كه در ميان تمام افراد بشر فرمان خدا برد و بآتش در آمد، پس اگر خدا را فرزندى ميبود. آن حضرت نخستين پرستنده و تعظيمكننده آن فرزند ميبود و ديگران در پرستش فرزند خدا بر آن حضرت پيش نميافتادند، و چون آن حضرت كسى را بعنوان فرزند خدا نميپرستند، معلوم مىشود او را فرزندى نيست.
باب ديگريست از همين باب
١-
امام باقر عليه السّلام فرمود، همانا خداى تبارك و تعالى چون خواست مخلوق را بيافريند، نخست آبى گوارا و آبى شور و تلخ آفريد، و آن دو آب بهم آميختند، سپس خاكى از صفحه زمين برگرفت و آن را بشدت مالش داد، آنگاه باصحاب يمين كه مانند مورچه ميجنبيدند، فرمود: با سلامت بسوى بهشت و بأصحاب شمال فرمود بسوى دوزخ و باكى هم ندارم، سپس فرمود: «مگر من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: چرا گواهى دهيم، تا در روز قيامت نگويند: ما از اين بىخبر بوديم».
سپس از پيغمبران پيمان گرفت و فرمود: مگر من پروردگار شما نيستم؟ و اين محمد رسول من نيست و اين على امير مؤمنان نميباشد؟ گفتند: چرا پس نبوت آنها پا بر جا شد، و از پيغمبران اولو العزم پيمان گرفت كه من پروردگار شمايم و محمد رسولم و على امير مؤمنان و اوصياء بعد از او، واليان امر من و خزانه داران علم من و اينكه مهدى كسى است كه بوسيله او دينم را نصرت دهم و دولتم را آشكار كنم و از دشمنانم انتقام گيرم و بوسيله او خواهى نخواهى عبادت شوم. گفتند: پروردگارا! اقرار كرديم و گواهى داديم، ولى آدم نه انكار كرد و نه اقرار نمود، پس مقام اولو العزمى براى آن پنج تن از جهت مهدى ثابت شد و براى آدم عزمى براى اقرار بآن يافت نشد (از اين رو از پيغمبران اولو العزم خارج گشت) اينست گفتار خداى عز و جل: «و هر آينه از پيش با آدم عهدى كرديم، او فراموش كرد و برايش تصميمى نيافتيم- ١١٦ سوره