ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٠٤ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
بدون توجه باحدى از مخلوقم بمن پناهنده نشود كه من بدانم نيت و قصد او همين است، سپس آسمانها و زمين و هر كه در آنهاست با او نيرنگ بازند، جز آنكه راه چاره از ميان آنها را برايش فراهم آورم و هيچ يك از بندگانم بيكى از مخلوقم پناه نبرد كه بدانم قصدش همانست، جز آنكه اسباب و وسائل آسمانها و زمين را از دستش ببرم و زمين زير پايش را فرو برم و بهر وادى هلاكتى افتد باك ندارم.
٢-
على بن الحسين صلوات اللَّه عليهما فرمود: روزى بيرون شدم تا باين ديوار رسيدم و بر آن تكيه دادم. ناگاه مردى كه دو جامه سفيد بر تن داشت پيدا شد و در رويم نگريست. سپس گفت: اى على ابن الحسين! چه شده كه ترا اندوهگين و محزون ميبينم؟ آيا اندوهت براى دنياست كه روزى خدا براى نيكوكار و بدكردار آماده است.
گفتم براى دنيا اندوهگين نيستم، زيرا چنانست كه تو گوئى، گفت: پس براى آخرتست؟ كه وعدهايست درست و سلطانى قاهر- قادر- نسبت بآن حكم ميفرمايد.
گفتم: براى آنهم اندوه ندارم، زيرا چنانست كه ميگوئى.
گفت: اندوهت براى چيست؟
گفتم: از فتنه ابن زبير و وضعى كه مردم دارند ميترسم.
او خنديد و گفت: اى على بن الحسين! آيا ديدهئى كسى بدرگاه خدا دعا كند و مستجاب نشود؟