ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٥ - علت اختلاف مخلوق در اصل خلقت
را آفريدم. بدون اينكه احتياجى بشما داشته باشم، بلكه ترا و آنها را آفريدم تا آزمايشتان كنم كه كدامين شما در زندگى و پيش از مردنتان نيكو كردارتر هستيد.
از اين جهت دنيا و آخرت و زندگى و مرگ و اطاعت و معصيت و بهشت و دوزخ را آفريدم و در تقدير و تدبير خود اين گونه اراده كردم، بعلم نافذى كه نسبت بآنها دارم ميان صورتها و پيكرها و رنگها و عمرها و روزيها و اطاعت و معصيتشان تفاوت و اختلاف انداختم، آنها را بشقى و سعيد، بينا و كور، كوتاه و بلند، با جمال و پست، دانا و نادان، توانگر و مستمند، فرمانبر و نافرمان، سالم و بيمار، زمينگير و بىآفت تقسيم نمودم تا (هر كس را بقدر استعدادش تكليف كنم و بقدر اطاعتش پاداش دهم و دستهئى مشاغل سخت و مشكل را عهده دار شوند و نوع انسان باقى ماند و تا) سالم بنا تندرست بنگرد و مرا بسبب عافيتش شكر گزارد و ناتندرست بسالم بنگرد و دعا كند و از من بخواهد تا او را عافيت بخشم، و بر بلاء من صبر كند تا از عطاء جزيل خود باو ثواب دهم، و توانگر بفقير بنگرد و سپاس و شكر من بجا آورد، و فقير بتوانگر بنگرد و دعا كند و از من بخواهد، و مؤمن بكافر بنگرد و براى آنكه هدايتش كردهام سپاسگزارى من كند.
از اين جهت آنها را آفريدم تا در خوشى و ناخوشى و عافيت و گرفتارى و عطاء و منعم آنها را آزمايش كنم، منم خداوند مالك توانا. من حق دارم همه آنچه را مقدر كردهام، طبق تدبيرم مجرى سازم، و حق دارم آنچه را خواهم بنحوى كه خواهم، تغيير دهم و بعضى از آنچه را مؤخر داشتهام مقدم دارم و برخى را كه مقدم داشته مؤخر كنم، منم خدائى كه هر چه اراده كنم انجام دهم و از آنچه كنم بازخواست نشوم، و من مخلوقم را از آنچه كنند بازخواست نمايم (زيرا خداى سبحانه و تعالى از لحاظ ذات و صفات كامل و نسبت بهر چه خواهد و كند عادل و عالمست و مصالح نهانى و دقيقى را كه عقول مخلوقش بآن نرسد، ميداند و ملاحظه ميكند، از اين رو بازخواست و حساب كشيدن از او معنى ندارد، ولى مخلوق هر كه باشد، در كردار و رفتارش خوب و بد و زشت و زيبا يافت مىشود پس بايد مورد بازخواست و حساب كشى قرار گيرد).