ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٦٤ - وظيفه ايمانى هر يك از اعضاء بدن
دارد كه رو بقبله ما كند و بشهادت ما شهادت دهد و عبادات ما انجام دهد و ولى ما را دوست و دشمن ما را دشمن دارد، اين شخص مسلمانست. فرمود: خيثمه راست گفته است.
عرضكردم: و راجع بايمان از شما پرسيده و فرمودهايد: ايمان بخداست و تصديق كتاب خدا و نافرمانى نكردن خدا، فرمود: خيثمه راست گفته است.
٦-
جميل بن دراج گويد: از امام صادق عليه السّلام ايمان را پرسيدم، فرمود: شهادت به يگانگى خدا و رسالت محمد است. عرضكردم: آيا شهادت عمل نيست؟ فرمود: چرا، عرضكردم: پس عمل هم جزء ايمانست؟ فرمود: ايمان براى مؤمن جز با عمل ثابت نماند و عمل جزئى از ايمانست.
٧-
مردى از عالم عليه السّلام (كه گويا مقصود موسى بن جعفر عليه السّلام است) پرسيد كه: اى عالم! بمن بفرما: چه عملى نزد خدا بهتر است؟ فرمود: چيزى كه هيچ عملى بدون آن پذيرفته نگردد: آن مرد گفت: آن چيست؟ ايمان بخداست كه از همه اعمال درجهاش بالاتر و بهرهاش روشنتر [بلندتر] و مقامش شريفتر است.
عرضكردم: بمن بفرما آيا ايمان گفتار و كردارست يا گفتار بدون كردار؟ فرمود: ايمان تمامش كردار است و گفتار برخى از آن كردار است، مطابق فريضهاى كه از خدا رسيده و در كتابش بيان فرموده كه نورش روشن است و حجتش پا برجا، و قرآن بآن گواهى دهد و بسوى آن دعوت كند.
عرضكردم: اين را برايم توضيح فرما تا بفهمم، فرمود: ايمان را حالات و درجات و طبقات و مراتبى است، برخى از آن تمامست و بنهايت كمال رسيده و برخى از آن ناقص است و بنهايت نقصان رسيده و برخى از آن زيادتيش رجحان دارد.