ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤١٧ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
او هم با يقين درست گفت بسم اللَّه و بر روى آب براه افتاد تا بعيسى عليه السّلام رسيد، آنگاه خود بينى او را گرفت و با خود گفت: اين عيسى روح اللَّه است كه بر روى آب ميرود و من هم روى آب ميروم پس او را بر من چه فضيلتى باشد؟
آنگاه در آب فرو رفت و از عيسى فريادرسى خواست، عيسى دستش را گرفت و از آب بيرون آورد و باو گفت: اى كوتاه قد؛ چه گفتى؟ (كه در آب فرو رفتى) گفت: من گفتم: اين روح اللَّه است كه روى آب راه ميرود و من هم روى آب راه ميروم و مرا خود بينى فرا گرفت، عيسى باو فرمود: خود را در جايى گذاشتى كه خدايت در آنجا نگذاشته، پس خدا بسبب اين گفتار ترا مبغوض داشت، از آنچه گفتى بسوى خداى عز و جل توبه كن.
امام عليه السّلام فرمود: آن مرد توبه كرد و برتبهاى كه خدا برايش قرار داده بود برگشت، پس از خدا پروا كنيد و بر يك ديگر حسد نبريد.
٤-
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: فقر نزديك بكفر است و حسد نزديكست كه بر قدر غلبه كند.
شرح
- مرحوم مجلسى براى حمله اول سه قول از خود و غزالى و راوندى نقل ميكند، ولى چنان كه در آخر ميگويد برگشت هر سه قول بيك چيز است و خلاصه آن اقوال اينست كه: مقصود از فقر نيازمندى و احتياج بمردم و عدم اعتماد و توجه بخالق است، چنين فقيرى بخدا نسبت بىعدالتى دهد و بسا مرتكب دزدى و خيانت و كمك بظلمه و راهزنى و آدمكشى گردد، و اين اعمال نزديك بكفر است.
و اما براى جمله دوم پنج معنى ذكر ميكند.
(١) از راوندى (ره) گاهى حسد انسان را وادار ميكند كه محسود را بكشد و مالش را تلف كند و زندگيش را از ميان ببرد، پس گويا چنين شخصى كوشش ميكند كه بر مقدرات خدا غلبه كند ...
(٢) گاهى حسد سبب زيادى نعمت محسود مىشود و بر مقدرات او غلبه ميكند.