ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٣ - باب ديگريست از همين باب
٢٠- فرمود: مقصود از «نسى» در اينجا «ترك» است (زيرا فراموشى بر پيغمبران روا نيست).
سپس بآتشى دستور فرمود تا بر افروخت و باصحاب شمال فرمود: بآن درآئيد، ايشان ترسيدند و باصحاب يمين فرمود: در آئيد، آنها وارد شدند، آتش بر آنها سرد و سلامت شد، آنگاه اصحاب شمال گفتند: پروردگارا! از ما درگذر و تجديد كن، فرمود: تجديد كردم، برويد و داخل شويد، باز ترسيدند.
در آنجا اطاعت و ولايت و معصيت ثابت گشت.
٢-
حبيب سجستانى گويد: شنيدم امام باقر عليه السّلام فرمود: همانا خداى عز و جل چون ذريه آدم عليه السّلام را از پشتش خارج ساخت، تا از آنها براى ربوبيت خود و نبوت هر پيغمبرى پيمان گيرد، نخستين كسى كه در باره پيغمبرى او از انبياء پيمان گرفت، محمد بن عبد اللَّه صلى اللَّه عليه و آله بود، سپس خداى عز و جل بآدم عليه السلام فرمود: بنگر تا چه مىبينى؟ آدم عليه السلام بذريه خود كه چون موران بودند نگريست، ديد آسمان را پركردهاند.
عرضكرد: پروردگارا! چه ذريه زيادى دارم؟! اينها را براى چه خلق فرمودى؟ و از پيمان گرفتنشان چه منظور دارى؟ خداى عز و جل فرمود: تا مرا عبادت كنند و چيزى را شريك من نسازند و بپيغمبرانم ايمان آوردند و از آنها پيروى كنند.
آدم عليه السّلام عرضكرد: پروردگارا! چرا بعضى از اينها را بزرگتر از بعضى ديگر مىبينم؟ و چرا برخى نور زيادى دارند و برخى نور كم، و برخى بىنورند؟.