ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٩ - باب ديگريست از اين باب باضافه برقرارى تكليف در اول امر
از لحاظ آهنگ صدا و خطوط سر انگشت مساوى باشند، پيدا نشود. ثانيا زمانى جبر لازم آيد كه تكليف و بازخواست استعدادات مختلف، مساوى و برابر باشد، در صورتى كه اخبار بسيارى در كتاب عقل و جهل همين اصول كافى بيان شد كه: «خدا هر كس را باندازه عقلش مجازات و بازخواست ميكند» لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها، ثالثا از جاهل و غافل و هر معذورى كيفر و مجازات را برداشته و چنانچه عقل سليم حكم ميكند، عقاب آنها را قبيح شمرده است. وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا و الناس في سعة ما لا يعلمون و لو ان العباد اذا جهلوا وقفوا و لم يجحدوا، لم يكفروا. و اما در باره ظهور اين اخبار بايد گفت: اگر از لحاظ سند مقبول افتند و راه تقيه در آنها بسته شود، بهترين توجيهش همانست كه در ذيل حديث اول باب بيان كرديم.
باب ديگريست از اين باب باضافه برقرارى تكليف در اول امر
١-
امام باقر عليه السّلام فرمود: اگر مردم بدانند، آغاز آفرينش چگونه بوده، دو تن با يك ديگر (در امر دين) اختلاف نكنند. همانا خداى عز و جل پيش از آنكه مخلوق را بيافريند، فرمود: آبى گوارا پديد آى، تا از تو بهشت و اهل طاعت خود را بيافرينم، و آبى شور و تلخ پديد آى تا از تو دوزخ و اهل معصيتم را بيافرينم، سپس بآن دو دستور فرمود تا آميخته شدند، از اين جهت است كه مؤمن كافر زايد و كافر مؤمن.
آنگاه گلى را از صفحه زمين برگرفت و آن را بشدت مالش داد، بناگاه مانند مور بجنبش در آمدند سپس باصحاب يمين فرمود: بسلامت بسوى بهشت و باصحاب شمال فرمود: بسوى دوزخ و باكى هم ندارم. آنگاه امر فرمود تا آتشى افروخته گشت و باصحاب شمال فرمود: در آن داخل شويد، از آن ترسيدند و پرهيز كردند، سپس باصحاب يمين فرمود: داخل شويد: آنها داخل شدند، پس فرمود: سرد