ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٢ - هنگامى كه خداى عز و جل بخواهد مؤمن آفريند
چون او را زائيد، باز هم هيچ گونه بدى باو نرسيد، تا آنكه قلم تكليف بر او جارى شود.
توضيح
- گاهى نطفه مؤمن در پشت پدرى كه كافر است و رحم مادرى كه كافر است قرار ميگريد و در دامن آنها تربيت مىشود، ولى از كفر و شرك پدر و مادر هيچ گونه آلودگى و پليدى بآن فرزند مؤمن نميرسد تا زمانى كه خودش بحد بلوغ و رشد رسد و مكلف شود و طبق اعمال و رفتار خويش پاداش يا كيفر بيند. و در دوران قبل از بلوغ اگر چه از نظر تبعيت حكم بكفر و نجاست او مىشود، ولى آن حكم ظاهرى است و بايمان واقعى او زيانى نرساند، و از اينجا حكم ولد الزنا روشن مىشود، زيرا زمانى كه كفر و شرك پدر و مادر بايمان فرزند زيان نرساند، گناه و فسق آنها بطريق اولى باو زيانى نخواهد رسانيد.
٢-
على بن يقطين گويد: بموسى بن جعفر عليه السّلام عرضكردم: من از نفرينى كه امام صادق عليه السّلام بيقطين و فرزندانش كرده نگران و ترسانم، فرمود: اى ابو الحسن! آن گونه كه تو فكر ميكنى نيست، همانا مؤمن در صلب كافر مانند سنگريزه در ميان خشت است، باران مىآيد و خشت را ميشويد و بسنگريزه هيچ گونه آسيبى نميرساند.
توضيح
- از اين روايت و نيز روايت ٩٣٧ بدست مىآيد كه يقطين نزد امام ششم عليه السّلام پسنديده نبوده و حضرت نسبت باو و فرزندانش نفرين فرموده است، ولى پسرش على بجلالت قدر و عظمت منزلت معروفست، چنانچه از اين خبرهم استفاده مىشود.
هنگامى كه خداى عز و جل بخواهد مؤمن آفريند
١-
امام صادق عليه السّلام فرمود: در بهشت درختى است كه مزن نام دارد، چون خدا خواهد مؤمنى بيافريند، قطرهئى از آن بچكاند، آن قطره بهر سبزى و ميوهئى كه رسد و مؤمن يا كافرى از آن بخورد، خداى عز و جل از صلب او مؤمنى خارج كند.