ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٥١ - باب راجع باسلام و ايمان
بمردم ستم نميكند، بلكه مردم بخود ستم ميكنند).
و اينكه گويند: «جز مجرمين ما را گمراه نكردند» زيرا ما را براه خود دعوت كردند، اين همان گفتار خداى عز و جل است «دسته آخر نسبت بنخستينيان گويند: پروردگارا اينها ما را گمراه كردند پس عذاب آتش آنها را دو چندان كن و چون در دوزخشان گرد آورد فرمايد: «هر گاه گروهى بدوزخ وارد شود، همكار خود را لعنت كند تا همگى در آنجا گرد آيند» برخى از برخى بيزارى جويند و بعضى بعض ديگر را لعنت كنند، بعضى ميخواهند باميد رستگارى و رهائى از گرفتارى بزرگى كه دارند بر ديگران با دليل و برهان غلبه كنند، ولى آن هنگام نه موقع آزمايش و امتحان و پذيرفتن پوزش است و نه وقت نجات.
اين آيات و امثالش در مكه نازل شد و خدا جز مشرك را بدوزخ نبرد، سپس چون خدا بمحمد صلى اللَّه عليه و آله اجازه فرمود، كه از مكه بمدينه رود، اسلام روى پنج پايه بنا شد:
(١) شهادت بيكتائى خدا و اينكه محمد بنده و رسول اوست.
(٢) بپا داشتن نماز.
(٣) دادن زكاة.
(٤) حج خانه كعبه.
(٥) روزه ماه رمضان و حدود و تقسيم ارث را بر او نازل فرمود و گناهانى كه خدا بوسيله آنها و بدانها دوزخ را براى مرتكبين آنها لازم كند، خبر داد، و در باره كيفر قاتل نازل فرمود: «هر كه مؤمنى را عمدا بكشد، جزايش دوزخ است كه جاودان در آن باشد و خدا بر او غضب آرد، و لعنتش كند و عذابى بزرگ برايش مهيا دارد- ٩٥- سوره ٤-» و خدا مؤمن را لعنت نميكند (پس قاتل مؤمن نيست).