ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٧ - رسول خدا نخستين كسى بود كه پاسخ داد و بربوبيت خداى عز و جل اقرار نمود
سبب (رتبه و مقامت) از پيغمبران ديگر پيش افتاد در صورتى كه در آخر و پايان آنها مبعوث گشتى؟ فرمود:
من نخستين كسى بودم كه بپروردگارم ايمان آوردم و نخستين كسى بودم كه پاسخ گفتم، زمانى كه خدا از پيغمبران پيمان گرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت كه مگر من پروردگار شما نيستم؟ در آنجا من نخستين پيغمبرى بودم كه گفتم: چرا، پس من در اقرار بخداى عز و جل بر آنها پيشى گرفتم (از اين رو در مقام و رتبه از آنها پيش افتادم).
٢-
عبد اللَّه بن سنان گويد: بامام صادق عليه السّلام عرضكردم: من بعضى از اصحاب خود (شيعيان) را مىبينم كه بيخردى و تندى و سبكى عارضش شود. از اين جهت بشدت اندوهگين ميشوم و مخالفت خود (غير شيعه) را نيكو روش مىبينم. فرمود: نيكو روش نگو، زيرا مقصود از روش طريقه (كيش و مذهب) است، بلكه بگو نيكو سيما، زيرا خداى عز و جل ميفرمايد: «سيماى آنها در رخسارشان از اثر سجده است- ٢٩ سوره ٤٨-» عرضكردم: او را نيكو سيماء و داراى وقار ميبينم و از آن جهت اندوهگين ميشوم.
فرمود: از سبكى كه در اصحابت و سيماء نيكى كه در مخالفينت ميبينى اندوهگين مباش، زيرا خداى تبارك و تعالى چون خواست آدم را بيافريند، آن دو طينت را آفريد، سپس آنها را دو نيمه كرد و باصحاب يمين فرمود: باذن من آفريده شويد، آنها مخلوقى گشتند مانند مورچگان كه ميشتافتند و باهل شمال فرمودند: باذن من آفريده شويد، آنها مخلوقى گشتند مانند مورچگان كه براه خود ميرفتند (آهسته و كند ميرفتند) سپس براى آنها آتشى برافراشت و فرمود: باذن من بآن در آئيد، نخستين كسى كه بآتش درآمد، محمد صلى اللَّه عليه و آله بود، سپس پيغمبران اولو العزم ديگر و اوصياء و پيروانشان از پى او در آمدند.