ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٤ - علت اختلاف مخلوق در اصل خلقت
خداى عز و جل فرمود: ايشان را اين گونه آفريدم تا در تمام حالات امتحانشان كنم.
آدم عليه السّلام عرضكرد: پروردگارا! بمن اجازه ميدهى سخن گويم؟
خداى عز و جل فرمود: سخن گوى كه روح تو از روح من است (يعنى از روحى است كه من آفريدهام و بخود نسبت دادهام) و طبيعتت بر خلاف هستى من است (يعنى خلقت جسمانى و بد نيت با عوارض و طبايعش بر خلاف عالم مجرداتست).
آدم عرضكرد: اى كاش همه آنها را يكسان و يك اندازه مىآفريدى كه داراى يك طبيعت و يك خلقت ميبودند، و رنگها و عمرهايشان يك نواخت ميبود، و از لحاظ ارزاق برابر ميبودند، تا برخى بر برخى ديگر ستم نميكردند و هيچ گونه حسد و كينه و اختلاف در ميانشان پيدا نميشد.
خداى عز و جل فرمود: اى آدم بوسيله روح من سخن گفتى و بسستى طبيعتت خود را بزحمت انداختى نسبت بچيزى كه در آن علم ندارى (يعنى اصل نيروى نطق و بيانت بوسيله روحيست كه من بتو دادم و آن خير است و صلاح، ولى مضمون سخنت كه عقيده بتساوى ذريه و نسلت ميباشد، مقتضاى اوهام و خيالاتىست كه از قواى جسمانيت سرچشمه ميگيرد، از اين رو بر خلاف حكمت و صلاحست) من خالق دانا هستم، از روى دانائيم خلقت آنها را مخالف يك ديگر ساختم، و فرمانم در ميان آنها بسبب مشيتم جارى شود، و بسوى تدبير و تقدير من ميگرايند، خلقت من دگرگونى نپذيرد، همانا من جن و انس را آفريدم تا عبادتم كنند و بهشت را آفريدم براى كسى كه اطاعت و عبادتم كند، و از پيغمبرانم پيروى نمايد و باك ندارم، و دوزخ را آفريدم براى كسى كه بمن كافر شود و نافرمانيم كند و از پيغمبرانم متابعت نكند و باك ندارم، و ترا و ذريهات