ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٤١ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله هم صبر نمود تا او را بامور بزرگى نسبت دادند و متهم كردند (مانند سحر و جنون و كذب) او دلتنگ شد، خداى عز و جل اين آيه نازل فرمود: «ما ميدانيم كه تو سينهات از آنچه ميگويند تنگ مىشود، با ستايش پروردگارت تسبيحگوى و از سجده گزاردن باشد، ٩٨ سوره ١٥» سپس تكذيبش كردند و متهمش نمودند، از آنرو غمگين شد و خداى عز و جل نازل فرمود كه: «ما ميدانيم كه سخنان آنها ترا غمگين ميكند، آنها ترا تكذيب نميكنند، بلكه ستمگران آيات خدا را انكار ميكنند پيش از تو نيز پيغمبرانى تكذيب شدند و بر تكذيب شدن و اذيت ديدن صبر كردند تا نصرت ما بآنها رسيد ٣٤- سوره ٦».
پس پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله خود را بصبر ملزم ساخت، تا آنها تجاوز كردند و خداى تبارك و تعالى را بزبان آوردند و او را تكذيب كردند، پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: در باره خودم و خاندان و آبرويم صبر كردم، ولى نسبت ببد گفتن بمعبودم صبر ندارم، خداى عز و جل نازل فرمود كه: «ما آسمانها و زمين و فضا را در شش روز آفريديم و هيچ خستگى بما نرسد بر آنچه ميگويند صبر كن، ٣٨ سوره ٥٠».
پس پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله در همه احوال صبر كرد، تا بامامان از عترتش باو مژده دادند و آنها را بصبر معرفى كردند و خدا- جل ثناءه- فرمود: «چون صابر بودند و بآيات ما يقين داشتند، ايشان را پيشوايانى ساختيم كه بامر ما هدايت كنند، ٢٤ سوره ٣٢» در اين هنگام پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود:
صبر نسبت بايمان مانند سر است نسبت بتن، پس خداى عز و جل هم از صبر او شكرگزارى كرد و نازل فرمود