ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٤ - باب پيش بودن اسلام از ايمان
عرضكردم: اين شهادت برايم روا نيست، فرمود: اگر مردى را در ميان كعبه ببينى، گواهى دهى كه او داخل مسجد الحرام گشته است؟ عرضكردم: آرى، فرمود: چگونه چنين شد؟ گفتم: زيرا او داخل كعبه نميشود، جز اينكه داخل مسجد الحرام شود، فرمود: درست فهميدى و نيكو گفتى: سپس فرمود ايمان و اسلام هم چنيناند. (تا كسى شهادتين نگويد باعتقاد قلبى و عمل بمقررات دينى نرسد).
باب ديگريست از اين باب و اينكه اسلام پيش از ايمانست
١-
عبد الرحيم قصير گويد: نامهئى بامام صادق عليه السّلام نوشتم كه سؤال كرده بودم: ايمان چيست و توسط عبد الملك بن اعين فرستادم، حضرت نوشت و توسط عبد الملك فرستاد كه: از ايمان پرسش كردى- خدايت رحمت كند- ايمان اقرار نمودن بزبان و تصميم قلبى و عمل نمودن با اعضاء و جوارح است، ايمان اجزائى دارد بهم پيوسته و مانند خانهايست (كه سقف و در و ديوارش بهم پيوسته است) همچنين اسلام مانند خانهايست و كفر هم مانند خانهايست.
گاهى بنده مسلمان است، پيش از آنكه مؤمن باشد (مسلمان است و هنوز مؤمن نشده) ولى مؤمن نشود، جز آنكه مسلمان باشد، پس اسلام پيش از ايمانست و شريك ايمان، و چون بنده گناه كبيره يا صغيرهئى را كه خداى عز و جل از آن نهى فرموده مرتكب شود، از ايمان خارج شود، و اسم ايمان از او برداشته و اسم اسلام بر او گذاشته شود، سپس اگر توبه و استغفار كند، بخانه ايمان برگردد