ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٢٣ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
نسبت بمردم عذرپذير است و از آنها به نيكى ياد ميكند و حسن ظن دارد، و در نهان خود را [و خود را بعيب] معهم ميكند.
از روى فهم و دانش براى خدا دوست شود، و با دور انديشى و تصميم براى خدا از مردم كناره گيرد، شادمانى نابخردش نسازد و خوشحالى بسيار عقلش را نبرد. ياد آور دانا باشد و معلم نادان، كسى از او انتظار شر ندارد و از بلايش نترسد (زيرا شر و بلا بكسى نرساند) كار و كوشش هر كسى را از خود خالصتر داند، و نفس هر كس را از نفس خود صالحتر شناسد، عيب خود را ميداند و گرفتار غم خويش است، جز بپروردگارش بچيزى اعتماد نكند، غريب و يكتا و بيعلاقه [و اندوهگين] است، براى خدا دوستى كند و در راه خدا جهاد نمايد تا از خشنودى او پيروى كرده باشد، خودش بخاطر خويش انتقام نگيرد (بلكه انتقام را بخدا واگذارد) و در مورد خشم پروردگارش دوستى نكند، با فقرا بنشيند و با راستان راست باشد و اهل حق را يارى كند، ياور خويشاوند است و پدر يتيم و شوهر بيوه زنان، و مهربان بمستمندان، در گرفتاريها آرزوى او كشند و در سختيها باو اميدوارند، با نشاطست و خوشرو، نه عيبجو و ترشرو، محكم است و فروخورنده خشم، خندان لب است و دقيق نظر و بسيار پرهيز، [نادانى نكند و در برابر نادانى ديگران بردبارى ورزد] بخل نكند و در برابر بخل ديگر صبر كند، تعقل كند تا شرم ورزد، و قناعت كند تا بىنياز گردد.
شرمش بر شهوتش برترى دارد، و دوستيش بر حسدش و گذشتش بر كينهاش، جز سخن درست نگويد و جز لباس اقتصاد نپوشد، با تواضع راه رود، و در اطاعت پروردگارش خاضع باشد، در همه