ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤١٨ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
(٣) حسد موجب تغيير نعمت حاسد مىشود و خيراتى كه براى او مقدر شده بسبب حسدش زايل ميگردد.
(٤) گناه حسد نزديكست كه از اعتقاد به قدر زيادتر شود، با وجود سختى عذابى كه قدريه دارند.
(٥) اشاره بتأثير چشم زخم دارد، زيرا حسد سبب چشم زدن مىشود، چنانچه جماعتى از مفسرين آيه شريفه وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ را به چشم زدن تفسير كردهاند و نيز عامه از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و خاصه از امام صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه: اگر چيزى بر قدر پيشى گيرد چشم زدن است.
و مرحوم طبرسى راجع بآيه شريفه لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ گفته است: چون يعقوب عليه السّلام ترسيد كه پسرانش را چشم زنند بآنها گفت: همگى از يك در وارد نشويد، ولى جبائى چشم زدن را انكار كرده و گفته است برهانى براى اثباتش نداريم، امام بيشتر محققين آن را پذيرفته و درست دانستهاند، سپس مرحوم مجلسى سه قول از حافظ و بلخى و حكما براى اثبات آن نقل ميكند و در آخر هم تأييدى از سيد رضى- قدس اللَّه روحه- ذكر ميفرمايد.
٥-
امام صادق عليه السّلام فرمود: آفت دين حسد و خودبينى و باليدن است.
٦-
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: خداى عز و جل بموسى بن عمران عليه السّلام فرمود: اى پسر عمران؛ بر آنچه از فضل خود بمردم دادهام حسد مبر و چشمت را دنبال آن دراز مكن و دلت را پى آن مبر، زيرا حسد برنده از نعمت من ناراحت است و از تقسيمى كه ميان بندگانم كردهام جلوگير است، و كسى كه چنين باشد، من از او نيستم و او از من نيست (ميان من و او ارتباط و آشنائى نباشد).
٧-
امام صادق عليه السّلام فرمود: مؤمن غبطه برد و حسد نبرد، ولى منافق حسد برد و غبطه نبرد.
شرح
- حسد آنست كه نعمتى را كه خدا ببرادر دينى تو داده، براى او نخواهى و از آن رنج برى و آرزوى زوال آن را داشته باشى چه آنكه بخودت رسد يا نرسد ولى غبطه آنست كه با نعمت او كارى نداشته باشى و آرزو كنى كه خودت هم مثل آن نعمت را داشته باشى.
حسد از نظر عقل و شر مذموم و ناپسند است، زيرا حسد بيمارى دلست و بدخواهى برادر مسلمان و ناراحتى از لطف و نعمت يزدان و اعتراض بر عدالت خداى تعالى و نظام احسن او و اين ناراحتى بسا موجب