ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٥٣ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
آن را بمن برگرداند، حق شكرش را ميگزارم. چيزى نگذشت كه آن را آوردند. امام فرمود: الحمد للَّه شخصى عرضكرد: قربانت مگر نفرمودى حق شكر خدا را ميگزارم؟ فرمود: مگر نشنيدى گفتم الحمد للَّه (يعنى با گفتن همين كلمه حق شكرگزارى خدا انجام مىشود).
١٩-
امام صادق عليه السّلام فرمود: مرسوم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله اين بود كه هر گاه امرى شادمانش ميساخت، ميفرمود: خدا را شكر بر اين نعمت و چون پيش آمدى ميكرد كه اندوهگينش مينمود ميفرمود: خدا را شكر در هر حال.
شرح
- علامه مجلسى (ره) نقل كند كه در هر بلا و مصيبتى پنج نوع شكر است:
١- هر مصيبتى دافع مصيبت بزرگتر از خود است، چنانچه مردن مركوب دافع مردن خود انسانست و جاى شكرش باقى است.
٢- هر بلائى موجب كفاره گناه يا رفعت درجه مىشود پس سزاوار شكر است.
٣- مصيبت و بلاى دنيوى در برابر بلاى دينى كوچك و سبك است چنان كه مردى كور و جذامى و پيس و فلج در زمان حضرت عيسى ميگفت خدا را شكر كه مرا ببلاء بيشتر مردم گرفتار نكرد، چون حضرت عيسى از او توضيح خواست گفت: بزرگترين بلاها بلاى كفر و بىايمانيست كه من ندارم.
٤- هر بلائى در لوح محفوظ نوشته و مقدر است و ناچار بر سر انسان خواهد آمد، چون آمد و گذشت بايد خدا را شكر كرد.
٥- هر بلائى موجب ثواب آخرت و رفتن محبت دنيا از دلست و آن سزاوار شكر است.
٢٠-
امام باقر عليه السّلام فرمود: چون شخص گرفتار و دردمندى را ديدى، بنحوى كه او نشنود (و دل شكسته نگردد) سه بار بگو: حمد خدائى را كه مرا از آنچه ترا مبتلى ساخته معاف داشت و اگر ميخواست ميكرد، سپس فرمود: هر كه اين را بگويد آن بلا باو نرسد.