ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣١٨ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
ابن خالد نگفتم، فرمود: احسنت، مگر قول شاعر را نشنيدهاى كه گويد:
|
فلا يعدون سرى و سرك ثالثا |
الا كل سر جاوز اثنين شائع |
|
|
راز من و تو بسومين كسى نرسد |
هر راز كه از دو بگذرد فاش شود |
|
١٠-
محمد بن ابى نصر گويد: از امام رضا عليه السّلام مسألهاى پرسيدم، حضرت خود دارى كرد و جواب نفرمود: سپس فرمود: اگر هر چه را ميخواهيد، بشما بگوئيم و عطا كنيم، موجب شر شما باشد و گردن صاحب الامر را بگيرند، امام باقر عليه السّلام فرموده است: امر ولايت (حكومت و خلافت خدائى) را خدا بجبرئيل بر از سپرد، و جبرئيل بمحمد صلى اللَّه عليه و آله براز سپرد و محمد صلى اللَّه عليه و آله بعلى عليه السّلام و على بهر كه خدا خواست، سپس شما آن را فاش ميسازيد، كيست آنكه سخنى را كه شنيده نگهدارد؟
امام باقر عليه السّلام فرمود: در حكمت آل داود است كه: مسلمان را سزاوار است كه مالك خود باشد و بكار خود رو آورد و مردم زمانش را بشناسد، از خدا پروا كنيد و حديث ما را فاش مسازيد، اگر خدا از دوستان خود دفاع نميكرد و انتقام آنها را از دشمنانش نميگرفت (شما با فاش ساختن اسرار و ترك تقيه مذهب تشيع را نابود ساخته بوديد).
مگر نديدى خدا با آل برمك چه كرد؟ و چگونه انتقام موسى بن جعفر عليه السّلام را گرفت، و طايفه بنى اشعث را هم خطر بزرگى تهديد ميكرد ولى خدا بواسطه دوستى آنها نسبت بامام كاظم عليه السّلام خطر را از آنها برداشت، شما در عراقيد و رفتار اين فرعونيان (بنى عباس و عمالشان) را مىبينيد كه خدا چه مهلتى بآنها داده (پس خدا گاهى از ظالم انتقام ميگيرد و گاهى براى اتمام حجت مهلتش ميدهد،