ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٨ - باب راجع باسلام و ايمان
بدون اينكه بخداى رحمان مشرك شوند يا نسبت بآنچه موسى عليه السّلام آورده شك نمايند.
خداى عز و جل فرمايد: «كسانى را از شما كه در روز شنبه تعدى كردند، بدانستيد، كه بآنها گفتيم بوزينگان رانده شويد، ٦٥ سوره ٢».
سپس عيسى عليه السّلام را فرستاد براى شهادت بيكتائى خدا و اقرار بآنچه از جانب خدا آورده و براى آنها شريعت و طريقه قرار داد، و موضوع روز شنبه را كه پيروان موسى مأمور باحترامش بودند و همه راه و روشهائى را كه موسى آورده بود، بر هم خورد، پس هر كه راه عيسى را پيروى نكرد، خدا او را بدوزخ برد، و مطلبى را كه همه پيغمبران آوردند اين بود كه چيزى را شريك خدا نگيرند (يعنى اين مطلب در زمان هيچ پيغمبرى بر هم نخورد).
سپس خدا محمد صلى اللَّه عليه و آله را مبعوث فرمود: و او ده سال در مكه بود، در آن ده سال هيچ كس با شهادت به يكتائى خدا و رسالت محمد صلى اللَّه عليه و آله نمرد، جز آنكه خدا او را بسبب اقرارش ببهشت داخل كرد و آن ايمان باور و تصديق بود و هيچ يك از پيروان محمد را كه مردند عذاب نفرمود، جز آنكه بخداى رحمان مشرك شد، و تصديق اين مطلب را خداى عز و جل در سوره بنى اسرائيل در مكه بر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله نازل كرد: «پروردگارت مقرر داشت كه جز او را عبادت نكنيد و بپدر و مادر احسان كنيد- تا آنجا كه فرمايد- خدا به بندگانش آگاه و بيناست، ٢٢- ٣٠ سوره ١٧».
در اين آيات ادب است و پند و آموزش و نهى سبك، و بر آنها وعده نداد و نسبت بارتكاب آنچه نهى فرموده و عيدى (انذار و تهديدى) نفرمود: و نيز از چيزهائى نهى نمود و بيم داد، ولى نسبت بآنها سختگيرى نكرد و تهديد ننمود و فرمود: «فرزندان خود را از بيم تنگدستى مكشيد، شما و آنها را ما روزى دهيم، كشتن آنها