ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣١١ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
او نازل فرمود: «جز كسى كه مجبور شود، ولى دلش بايمان مطمئن باشد ١٠٦ سوره ١٦» آنگاه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله باو فرمود: اى عمار! اگر دوباره مجبورت كردند تو هم چنان كن كه كردى (بزبان از دينت بيزارى بجو) كه خداى عز و جل عذر ترا نازل فرموده و دستورت داده كه تكرار كنى اگر تكرار كردند.
١١-
هشام كندى گويد: شنيدم امام صادق عليه السّلام ميفرمود؛ مبادا كارى كنيد كه ما را بدان سرزنش كنند، همانا فرزند بد، پدرش را بكردار او سرزنش كنند، براى كسى كه باو دل دادهايد (امام خود) زينت باشيد و عيب و ننگ مباشيد، در ميان عشاير آنها نماز بخوانيد (بنماز جماعت عامه حاضر شويد) و از بيمارانشان عيادت كنيد و بر جنازه آنها حاضر شويد، مبادا آنها در هيچ خيرى از شما پيشى گيرند كه شما نسبت بخير از آنها سزاوارترند، بخدا سوگند كه خدا بچيزى كه محبوبتر باشد نزد او از خبء عبادت نشده، عرضكردم خبء چيست؟ فرمود: تقيه.
١٢-
معمر بن خلاد گويد: از حضرت ابو الحسن (امام هفتم يا هشتم عليهما السّلام) در باره بپا خاستن براى واليان پرسيدم، فرمود: امام باقر عليه السّلام فرموده است: تقيه از دين من و دين پدرانم ميباشد، و كسى كه تقيه ندارد ايمان ندارد.
١٣-
امام باقر عليه السّلام فرمود: تقيه هنگام هر بيچارگى است، و تقيهكننده خود داناتر بآنست زمانى كه برايش پيش مىآيد.
شرح
- مرحوم مجلسى گويد: اين روايت دلالت دارد بر وجوب تقيه در هر موردى كه انسان ناچار بآن مىشود، مگر مواردى كه با دليل ديگر خارج شده است (مانند خونريزى و مسح بر كفش و شرب نبيذ بنا بقولى) و نيز دلالت دارد كه خود انسان مورد ناچارى را بهتر ميفهمد چنان كه خداى تعالى فرمايد:
«انسان نسبت بخود بيناتر است» و خدا ميداند كه او سهل انگارى ميكند يا تقيه.