ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٤٥ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
خاصه اكتفا ميكنيم.
١- در كلام اضمار است و تقدير اينست كه: اگر (بر فرض محال) براى خدا تردد روا باشد در چيزى مانند مرگ مؤمن تردد نكند.
٢- چون عادت بر اين جارى شده كه انسان از بد حالى دوستش تردد پيدا ميكند و در بد حالى دشمنش تردد ندارد، اين كلام بنحو استعاره تمثيليه آورده شده و مقصود اينست كه مؤمن نزد خدا مورد احترام و توقير است، بخلاف ديگران.
٣- چون از طرق خاصه و عامه روايت شده كه خداى تعالى هنگام مرگ مؤمن بقدرى نسبت باو لطف و كرامت ميفرمايد و وعده بهشت ميدهد كه كراهت مرگ از او زايل مىشود و بانتقال بسراى جاودانى رغبت پيدا ميكند و برسيدن مرگ راضى و خرسند ميگردد، پس اين موضوع مثل اينست كه كسى بخواهد بدوستش آزارى رساند كه پس از آن او را باستراحت و آسايش دائم كشاند و با خود فكر كند كه چگونه آن آزار را باو رساند كه او را كمتر بدرد آورد.
باب آرامش يافتن مؤمن بمؤمن
١-
امام صادق عليه السّلام فرمود: مؤمن بسوى مؤمن آرامش ميگيرد، چنان كه تشنه بآب سرد آرامش ميگيرد.
توضيح
- چنان كه شخص تشنه از فراق آب اضطراب و پريشانى دارد و همواره جوياى آنست و چون آب را پيدا كرد، دلش آرام ميگيرد، مؤمن هم از فراق مؤمن پريشانست، و چون او را پيدا كند، دلش آرام شود و خاطر جمع گردد، پس اين كلام از باب تشبيه معقول بمحسوس است.
باب در آنچه خدا بوسيله مؤمن دفع ميكند
١-
امام باقر عليه السّلام فرمود: همانا خدا بواسطه يك مؤمن نابودى را از يك قريه برميدارد.