ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٧٣ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
٢-
ابو حمزه گويد: مؤمن عملش را با خويشتن دارى آميخته است. مينشيند تا بياموزد (بمجلسى ميرود كه چيزى بياموزد) ميگويد تا بفهمد، (براى فهميدن سؤال ميكند، نه براى اظهار فضل) امانتى كه نزدش هست بدوستانش خبر نميدهد (تا چه رسد بدشمنان) و شهادت خود را از دشمنانش پنهان نميكند (بنفع دشمنانش گواهى ميدهد تا چه رسد بدوستان) و هيچ امر حقى را بقصد خود نمائى انجام ندهد و از روى شرمسارى ترك نكند، اگر او را بستايند، از گفتار آنها بترسد و نسبت بآنچه آنها نميدانند، از خدا آمرزش خواهد، گفتار كسى كه او را نشناخته مغرورش نكند و از آمار كردار خود (نزد خداى تعالى) در هراس است.
٣-
على بن الحسين عليهما السّلام ميفرمود: من خوشم مىآيد از مردى كه هنگام غضب بردباريش او را دريابد.
٤-
امام باقر عليه السّلام فرمود: خداى عز و جل شخص با حياى خويشتن دار را دوست دارد.
٥-
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: خدا هيچ گاه كسى را بسبب جهل عزيز نساخته و بسبب بردبارى ذليل نداشته است.
٦-
امام صادق عليه السّلام فرمود: بردبارى براى يارى (مرد بردبار) كافى است. و فرمود:
اگر بردبار نيستى خود را به بردبارى وادار.
٧-
امام صادق عليه السّلام يكى از غلامانش را پى كارى فرستاد، او دير كرد، امام بدنبالش رفت